كوه پريدى ، و اگر به شكار وعول « 1 » و غول « 2 » جستى جدى « 3 » بر حمل « 4 » سبقت گزيدى . از شوق لذّت زخم ناوكش فرار « 5 » ، قرار بر فرار دادى ، و به هواى مصيدهاش « 6 » صد گونه صيد در مصاد « 7 » و مصطاد « 8 » و صيدا « 9 » ، بال پرواز گشادى .
الحاصل بنوك ناوك ثاقب از آرام « 10 » آرام رفت ، و با ضربهء فوج ضارب « 11 » از سربهء « 12 » وحش و طير ضوارب « 13 » آسايش كناره گرفت ، و در آن صيدگاه پرفيض قبص « 14 » قنص « 15 » به حدّى انجاميد كه بائع « 16 » مشترى نداشت ، و طلا « 17 » به فلسى بود . از آنجا در آخر شوّال ، مشهد مقدّس را مقرّ موكب نصرت اشتمال نموده از ثلاثهء سرد « 18 » اوّل و ثانى را « 19 » كه با بهمن و اسفند انطباق داشت در سراهاى گرم بسربرده و با ساعد سعادت و مرافق « 20 » دولت بر مرافق « 21 » نرم بزم تكيه كرده و در بيست و ششم ذىحجّه كه خوانسالار فلك « ماهى » را از سماط « 22 »
هامش
( 1 ) - ج و عل بفتح اول و سكون دوم ، بز كوهى ( ر ب ) .
( 2 ) - در آمدن در چيزى ( ر ب ) .
( 3 ) - بزغاله . و نيز نام برج دهم از دوازده برج .
( 4 ) - بره ، و نام برج اول .
( 5 ) - برهء ميش و بزغاله و گوسالهء وحشى . . . ( ر ب ) .
( 6 ) - مصيده ، آنچه بوى صيد كنند ( ر ب ) .
( 7 ) - بالاى كوه ( ر ب ) .
( 8 ) - شكارگاه .
( 9 ) - صيداء ، زمين درشت ( ر ب ) .
( 10 ) - ج ريم بفتح اول آهو بره ( ر ب ) .
( 11 ) - زننده . روزى طلبكننده ( ر ب ) .
( 12 ) - گله .
( 13 ) - ج ضارب ، مرغ طلبكار رزق ( ر ب ) .
( 14 ) - عدد بسيار ( ر ب ) .
( 15 ) - شكار ( ر ب ) .
( 16 ) - بچهء آهو كه گام فراخ نهد در رفتن ( ر ب ) .
( 17 ) - بچهء آهو وقت زاييدن . بچهء گاو و گوسفند ( ر ب ) .
( 18 ) - ثلاثهء سرد ، ذوالقعده و ذوالحجة و محرم است ( ر ب ) .
( 19 ) - ذوالقعده و ذوالحجه .
( 20 ) - جايها كه موجب تكميل آسايش و استراحت بود ، در خانهها ، چون دهليز و راهرو و . . . و مرافق دولت اضافهء تشبيهى است .
( 21 ) - ج مرفقه بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم و چهارم ، نازبالش ( از ر ب ) .
( 22 ) - آنچه بدان طعام كشند ( ر ب ) ، سفره .