« سيحون » « 1 » و « جيحان » « 2 » و « جيحون » « 3 » گرديده « 4 » چون حكم خود جارى ساخت ، و بركههاى « 5 » با بركت كه كوثر و تسنيم « 6 » در حذاء آنها بركت « 7 » خود قايل بود در پرداخت . شرابش از مضمون
« هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ »
« 8 » اشارتى ، و اياوين « 9 » متينهاش « 10 » از وعدهء
« لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ »
« 11 » بشارتى .
و ابوابها اثوابها من نفوسها * فلا ظلم إلّا حين ترخى ستورها « 12 »
معظّمة إلّا إذا قيس سمكها * بهمّة بانيها فتلك نظيرها « 13 »
موكب و الا در اوايل شوال وارد آن خطّهء دلگشا و روز ديگر كه افواج
هامش
( 1 ) - نهريست بزرگ به ماوراءالنهر ( ر ب . معجم البلدان ) و نهريست به هند ( ر ب ) .
( 2 ) - نهريست ميان شام و روم ( ر ب ) .
( 3 ) - آمودريا ، روديست ميان خراسان و ماوراءالنهر ( لغتنامه ) .
( 4 ) - آب در كام گرديدن . آب در دهان گشتن . از شوق شيفته شدن . ( لغتنامه .
ذيل آب ) .
( 5 ) - بركة ، حوض ( ر ب ) .
( 6 ) - آبى است در بهشت كه بالاى غرفها روانست يا چشمهايست كه بالاى اهل جنت برآمده ( ر ب ) .
( 7 ) - سستى . سسترايى .
بىغيرتى ( از ر ب ) .
( 8 ) - اين چشمه است جاى شستوشوى ، سرد و آشاميدنى است ( از آيهء 41 سورهء ص ) .
( 9 ) - چنين است در تمام نسخ . ج ايوان . ليكن ج ايوان اواوين و ايوانات ضبط شده .
( 10 ) - متينه ، مؤنث متين ، استوار .
( 11 ) - براى ايشانست غرفههايى ( كه ) از بالاى آنهاست غرفهها بنا كرده ( از آيهء 11 سورهء زمر ) .
( 12 ) - و درهاى آن قصر ، جامههاى آن ، از مردم آنست . پس تاريكى نيست مگر گاهى كه فروهشته شود پردهاى آن ( تاريكى قصر هنگامى است كه مردم آن در آن نباشند ) .
( 13 ) - بزرگ است اما گاهى كه قياس شود سقف آن با همت سازندهء آن پس آن ( همت در بلندى ) نظير آن ( سقف ) است ( ابو عيسى بن منجم در وصف خانهء صاحب ابن عباد - از جملهء قصائد داريات . رك يتيمة الدهر ج 3 ص 51 .