تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
صنايع‌پرور ، و صنعت‌پيشگان مهارت‌گستر « أصنع من سرفة » « 1 » هزار و صد فروند كشتى كوه مانند براى حمل ذخائر راه « خوارزم » و چند كشتى مخصوص بركوب خاص در ساحل آمويه « 2 » ترتيب ، و در سفن « 3 » سفن « 4 » بس فن هنرورى تركيب يافته بود . أبيات « 5 » سفائن « 6 » چون سفائن « 7 » ابيات « 8 » دلنشين ، و أعلام منشآت « 9 » بسان منشآت أعلام « 10 » رنگين و متين . هر قاربى « 11 » بحر زخّارى و هر غرابى « 12 » طاوس پرنقش‌ونگارى . توپخانه و ذخائر را كه غذاى دشمن و دوست بود بحمل جمّازات « 13 » بحرى و سفن « 14 » برّى از روى آب جيحون و بسيط هامون روان ساختند ، و در بيست و هفتم جمادى الاولى هماى لواى عقاب پيكر ظلّ وصول به منزل « كركى » « 15 » كه معبر « بخارا » است افكنده اوزبكيّه چون خود را در پيش ضرغام « 16 » عزم و طغرل « 17 » رزم شير شكاران ، گرگى دست‌وپابسته و كركى « 18 » مرجول « 19 » پرشكسته ديدند ، با حكّام « حصار » « 20 » و « قرشى » « 21 » و « كسبى » « 22 »
هامش
( 1 ) - صنعتگرتر از سرفه ، و آن جانورى است خرد كه درخت را سوراخ كند و در آن خويشتن را خانه سازد ( ر ك مجمع الامثال ) . ( 2 ) - جيحون . ( 3 ) - پوست بازكردن از درخت ( ر ب ) تراشيدن . ( 4 ) - ج سفينه ، كشتى . ( 5 ) - ج بيت ، خانه . ( 6 ) - سفينه‌ها . كشتيها . ( 7 ) - ج سفينه ، مجموعه ، ديوان . ( 8 ) - ج بيت ، شعر . ( 9 ) - بادبانهاى افراشته . ( 10 ) - نوشته‌هاى اعلام ، انشاءكرده‌هاى بزرگان . ( 11 ) - قارب ، كشتى خرد كه در جنب كشتى بزرگ دارند ( ر ب ) . ( 12 ) - غراب ، كشتى . ( 13 ) - ج جمازة ، تيزرو از اسب و خر . استعاره است كشتى را . ( 14 ) - ج سفينه ، استعاره است شتر را . ( 15 ) - : ميرزا ابو القاسم بابر اوائل ذىالحجة با تمام لشكر از معبر كركى به‌سلامت عبور نمود . . . ( مطلع سعدين و مجمع بحرين وقايع سال ( 858 ) . ( 16 ) - شير بيشه ( ر ب ) و ضرغام رزم ، اضافهء تشبيهى است . ( 17 ) - نوعى مرغ شكارى . ( برهان ) . قوش . ( 18 ) - پرنده‌ايست كه آن را كلنگ خوانند ( برهان ) . ( 19 ) - پا بسته . ( 20 ) - مشخصاتى از آن نيافتم . ( 21 ) -Qarshi. نخشب . نسف . شهريست به بخارا . در جادهء بخارا به بلخ ( ر ك تعليقات برهان بر ص 2123 از آقاى دكتر معين و رك دائرة المعارف اسلام : نخشب . ( 22 ) - كسبى منسوب به كسبة و آن قريه‌ايست بر چهار فرسنگى نسف . آن را جامع و بازار است ( معجم البلدان ) ( سرزمينهاى خلافت شرقى ص 501 ) .