تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
بخش عنايت نشئه ياب ، و خلف « 1 » او بعد از حلف « 2 » و حلف « 3 » حليف « 4 » ركاب ظفر انتساب گرديد ، و در حقيقت از اين فرار و هزيمت قرار هزيمت « 5 » جست ، و از أغلال « 6 » ، مانند سرو از أغلال « 7 » سربلندى ، و از عذاب سلاسل « 8 » عذب « 9 » سلاسل « 10 » در كام بهره‌مندى ديد ، و اقبال او حلقهء بندگى شاه نكوهش « 11 » را بىنكوهش و كوشش به گوشش كشيده « صار الأمر خير قويس سهما » « 12 » . چون در آن اوان از جانب پادشاه والاجاه هند نجفه « 13 » اى از شال و أرسال « 14 » نفائس برسم تهنيد « 15 » و تحفه ارسال درگاه سپهر تمثال شده بود ، از خدمت حضرت شاهنشاهى نيز از خيار « 16 » فواكه « 17 » يعنى خربزه [ 1 ] كه در آن اوقات [ 2 ] نوباوه از بلخ آورده بودند [ 3 ] ، يك هند « 18 » كه عبارت از دويست شتر باشد بارگيرى و براى پادشاه ذى جاه اهدا شد ، و از وقايع صادره و صادرات واقعه كه آن اوقات بمسامع و الا رسيد اينكه چون « شاه طهماسب » در غيبت موكب شاهى
هامش
[ 1 ] - ط ، خربوزه . [ 2 ] - ط ، اضافه دارد . يعنى . [ 3 ] - يو ، بود . ( 1 ) - پسر . ( 2 ) - عهد و پيمان ( ر ب ) ( 3 ) - سوگند خوردن ( ر ب ) . ( 4 ) - هم سوگند ، هم عهد ( ر ب ) . ( 5 ) - جاه و رتبه ( حواشى ) مدرك ديده نشد ، شايد قرار هزيمت ، بمعنى توقف اسب ، مقصود باشد چون هزيمة ، اسب لاغر ميانست و در اينجا استعاره است . ( 6 ) - ج غل بضم اول و تشديد دوم ، قيد ( ر ب ) . از اغلال - بجاى اغلال . ( 7 ) - ج غلل بفتح اول و دوم ، آب‌روان در ميان درختان ( ر ب ) . ( 8 ) - ج سلسله ، زنجير . از عذاب سلاسل - بجاى عذاب . . . ( 9 ) - خوشگوار . ( 10 ) - ج سلسل بفتح اول و سوم و سكون دوم ، آب‌شيرين و سرد خوشگوار ( ر ب ) . ( 11 ) - مخفف هوش . ( 12 ) - قويس مصغر قوس . ( مجمع الامثال ) . صار خير قويس سهما . و معنى مثل اينكه : بعد از بدى به نيكوئى گرديد ( ر ك مجمع الامثال ) . ( 13 ) - اندك از چيزى ( ر ب ) . ( 14 ) - ج رسل بفتح اول و دوم ، پاره‌اى از هر چيز ( ر ب ) . ( 15 ) - نرمى و ملاطفت ( ر ب ) . ( 16 ) - گزيده . ( 17 ) - ميوه‌ها . ( 18 ) - گله ، دويست شتر ( ر ب ) .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 504 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى