در بيان قتل عام شاهجهانآباد و تأديب جهلاى دون [ 1 ] .
« ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ »
« 1 » . شب شنبهء دهم ماه ذىالحجهء هزار و صد و پنجاه و يك ، خسرو زرّين كلاه آفتاب به سراى خاص حمل حمل و تحويل كوكبهء جلال كرده عيدان اضحى « 2 » و نوروز كه در حقيقت عيدان « 3 » آتشافروز عالمسوز بود در يك روز اتّفاق افتاد . حمل بحركات مذبوح پرداخت . ثور شاخ شخسرى « 4 » برآورد ، جوزا از منطقه بانقلاب كمر بربست ، سرطان كجروى پيش گرفت ، أسد چنگ و چنگال مخاصمت يازيد ، سنبله تخم آشوب پاشيد ، ميزان از كم سنگى سبكسرى آغازيد . عقرب مقتضاى طبيعت به كار برد . قوس كمان كين چلّه كرد . جدى بز پيش آهنگ فساد گشت . دلو به ريسمان مجرّه به چاه رفته با چرخ درآويخت . حوت با هزار تا به « 5 » ستيزهگر شد ، يعنى در شب يكشنبهء يازدهم هنگام شام كه سواد ظلمتش [ 2 ] شام « 6 » رخسار شامت بود ، و مشيمهء « 7 » مشأمه « 8 » زاى صبحش آبستن فتنهء روز قيامت ، فيما بين يكدو تن از اهل هند و افواج ايرانى و « لكلّ جيش عرّة و عرام » « 9 » بر سر نزل [ 3 ] « 10 » و نزل « 11 »
هامش
[ 1 ] - ط ، اين سطر را ندارد .
[ 2 ] - ط ، ظلمش .
[ 3 ] - يو ، نزول .
( 1 ) - اين بدانست كه نافرمانى كردند و از حد در مىگذشتند ( از آيهء 58 سورهء بقره ) .
( 2 ) - قربان .
گوسفندكشان و آن روز دهم ذوالحجه است .
( 3 ) - ج عود ، چوب و عيدان آتش افروز ، مرخ و عفارند . دو چوب آتشزنه ( از ر ب ) .
( 4 ) - سخت سرى ( از آنندراج ) .
( 5 ) - آفتاب ، و لطف تناسب حوت و تا به نيك مشهود است .
( 6 ) - ج شامة ، خال . ( ر ب ) .
( 7 ) - آتون . ( ر ب ) بچهدان . ( برهان ) .
( 8 ) - شؤم . ( ر ب ) .
( 9 ) - هر سپاهى را تباهى و شرى است ( ر ك مجمع الامثال ) .
( 10 ) - منزل و فرودگاه . ( ر ب )
( 11 ) - آنچه پيش مهمان فرودآينده نهند از طعام و جز آن . ( ر ب ) .