به كليد سه دندانهء « 1 » سين سماحت ابواب دلجويى از هر باب بر روى خاطر انورش گشاده [ 1 ] رياض « 2 » مهر « 3 » جانى « 4 » را از باد مهرجانى « 5 » عنايت ، به تازگى نضرت « 6 » ارديبهشتى بخشيدند . دولت گورگانيه به تقريض « 7 » اقبال نادرى از قراضهء « 8 » قريض « 9 » « اخنس بن شهاب » « 10 » اين شعر احلى من الثّواب « 11 » عراضه « 12 » ساخت [ 2 ] .
و كنت الدّهر لست اطيع انثى 3 ] * فصرت اليوم اطوع من ثواب « 13 »
هامش
[ 1 ] - ط ، گشادند .
[ 2 ] - ط ، اضافه دارد : شعر -
[ 3 ] - در تمام نسخ امس و تصحيح بر طبق مجمع الامثال .
( 1 ) - قسمى كليد كه از چوب منحنى مىساختند و در انتهاى آن دندانههاى چوبى نهاده بودند و سه دندانهاى محكمتر از ديگر كليدها بود و كليد سه دندانهء سين اضافهء تشبيهى است چه سين را سه دندانه است و سين سماحت نيز اضافهء تشبيهى ديگريست .
( 2 ) - ج روضة ، مرغزار ( ر ب ) .
( 3 ) - دوستى .
( 4 ) - منسوب به جان محبت قلبى ، مهرى كه در دل است .
( 5 ) - معرب مهرگان . مهرماه .
( 6 ) - تازهرويى . ( ر ب )
( 7 ) - شعر گفتن كسى را بمدح ( ر ب ) .
( 8 ) - ريزههاى زر و سيم ( ر ب ) .
( 9 ) - شعر ( ر ب ) . و قراضهء قريض ، اضافهء تشبيهى است .
( 10 ) - در تمام نسخ ، اخفش بن شهاب و صحيح اخنس است ، ابن شهاب بن شريق بن ثمامة بن ارقم از بنى تغلب و ذكروى در الموشح ( ص 44 ) و نيز در مجمع الامثال ذيل : اطوع من ثواب ، آمده است .
( 11 ) - شيرينتر از انگبين .
( 12 ) - رهاورد ( ر ب ) .
( 13 ) - روزگارى بود كه اطاعت زنى نمىكردم و امروز چنانست كه از ثواب فرمانبردارترم . و ثواب مردى بود كه به سفر رفت و خبرى از او بازنيامد . زن وى نذر كرد كه اگر بازآيد مهار در بينى او كرده كشانكشان تا مكهاش ببرد . ثواب چون بازگشت و از نذر آگاه شد به پذيرفت پس ( اطوع من ثواب ) مثل شد ( از ر ب ) .