زنبوروشان « 1 » عسل مشبّك مىساخت . شمشيرهاى كج ، در خم و راست يلان دژخم « 2 » از هلال و مجرّه « 3 » ياد مىآورد ، و خنجر ذنب « 4 » پيكر دلاوران به مجاسده « 5 » از عقدهء رأس « 6 » گره مىگشود . از بيم تيغ برنده ، مهر درخشنده ، از چرخ ترسى « 7 » سپر بر سر كشيدى ، و از برق حسام اجسام سوز ، آتش به خرمن سنبله « 8 » و كهكشان فتادى . از شعشعهء خود و خفتان « 9 » ، اشعهء آفتاب قيامت مىتافت ، و از لمعهء « 10 » سيف آتشناك ، ابدان خاكى مبارزان در عرصهء انسلال « 11 » و اختزاق « 12 » احتراق « 13 » و اختراق « 14 » مىيافت .
در زمين كارزار لالهزارها از دم تيغ دمبهدم « 15 » از دم « 16 » برمىدميد ، و بسنان جانستان بستان شقوق « 17 » شقايق از هر طرف در هر طرفة العين « 18 » ظاهر مىگرديد .
در آنروز از تاب برگستوان « 19 » بر كس توان و تاب نماندى ، و هاتف قضا بر فوج مخاصمان جزاى تلاحى « 20 » و تخاصم « 21 » را جز آيت
« لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ »
« 22 » نخواندى . عقاب تير « 23 » تيزپر از هر سو سوى دلها پران بود ، و خنجر پهلو شكاف بهادران در آن معركه سينه و جگر را درّان . ضرب تبرزين مبارزان
هامش
( 1 ) - خانهء زنبور عسل كه در آن عسل باشد . ( برهان )
( 2 ) - بدخوى . ( ر ب )
( 3 ) - كاهكشان ( ر ب ) .
( 4 ) - دنب ، دنباله . به شكل ذو ذنب و رك ح 11 ص 105 .
( 5 ) - اجتماع دو كوكب در يك برج ( از كنوز ) .
( 6 ) - ر ك ح 11 ص 105 .
( 7 ) - سپرى شكل .
( 8 ) - نام برج ششم از دوازده برج .
( 9 ) - قزآگند . نوعى جامه با آستر پوستين كه روز جنگ پوشند ( برهان و حاشيهء آن ) .
( 10 ) - درخشندگى . روشنايى . ( از ر ب )
( 11 ) - آهسته آهسته برآمدن ( ر ب ) كشيدن شمشير .
( 12 ) - برهنه شدن شمشير . ( ر ب )
( 13 ) - سوختن .
( 14 ) - دريده شدن ( لغد ) .
( 15 ) - دمادم لحظهبهلحظه .
( 16 ) - خون .
( 17 ) - ج شق ، نوع . گونه .
( 18 ) - چشم بهم زدن .
( 19 ) - پوششى باشد كه در روز جنگ پوشند ، و اسب را نيز پوشانند . ( برهان )
( 20 ) - با هم پيكار نمودن . ( ر ب )
( 21 ) - دشمنى .
( 22 ) - نيست نگهدارندهاى امروز از امر خدا ( از آيهء 45 سورهء هود ) .
( 23 ) - اضافهء مشبه به مشبه .