تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
مصمت « 1 » و مصمّت « 2 » ساخته سفير مزبور را يك سال به ابسال « 3 » نگهداشت ، و در بند آشتى نبوده اين مراسله را ناشى از پنداشت « 4 » پنداشت . پيداست كه مداهنت « 5 » در مهادنت « 6 » جز انارهء « 7 » ميقدهء « 8 » شرر نكند ، و تقاعد از تعاقد محبّت جز اثارهء « 9 » غبار محنت ننمايد . شعر [ 1 ] :
إنّ الخلاف لكالخلاف تشابها * و كلاهما فى الاختيار ذميم « 10 »
لو كان خير فى الخلاف لكان ذا * ثمر و لكنّ الخلاف عقيم « 11 »
پادشا چون از صفحهء حال حضرت محمد شاه مضمون يبخل بالورق « 12 » فكيف بالورق « 13 » دريافت ، و حمامهء ورقاء نامه‌بر را « ابطاء من غراب نوح » « 14 » مشاهده كرد ، اين معنى موجب انقباض خاطر و الا و تحريك سلسلهء غضب و تحريد « 15 » طبع
هامش
[ 1 ] - نو ، ط ندارد ( 1 ) - در بسته . ( ر ب ) ( 2 ) - خاموش‌شده ( ر ب ) . ( 3 ) - گرو كردن ( ر ب ) . ( 4 ) - عجب و تكبر نمودن ( برهان ) . ( 5 ) - آسان فرا گرفتن . پوشيدن كار . ظاهر كردن خلاف باطن ( ر ب ) . ( 6 ) - آشتى كردن با هم ( ر ب ) . ( 7 ) - افروختن . ( 8 ) - جايى نزديك مشعر كه مردم جاهلى بر آن آتش مىافروختند . ( اقرب الموارد ) جاى آتش افروختن ( 9 ) - برانگيختن . ( 10 ) - همانا ناسازوارى ، و بيد ، همانندى دارند و هر دو در گزيدن نكوهيده است . ( 11 ) - اگر خوبى بود در بيد ميوه‌دار مىشد ولى خلاف ناز است ( 12 ) - بخيلى مىكند به . كاغذ . ( 13 ) - چه رسد به سيم مضروب ( ر ب ) . ( 14 ) - كندتر از غراب نوح . چه گويند نوح غراب را فرستاد تا خبر گيرد كه طوفان نشسته است يا نه ؟ و غراب مردارى يافت و به خوردن آن پرداخت و از نوح بپرداخت و نوح او را نفرين كرد ( ر ك مجمع الامثال ) ( 15 ) - بخشم آوردن ( حواشى ) بدين معنى باب تفعيل ديده نشد .