تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
در نكته‌سرايى ، و لب خندان پسته از شفتالو :
كأنّ النّجوم الزّهر زهر لخوخه * و لم ار مثلى شبه الزّهر بالزّهر « 1 »
در بوسه‌ربايى . لطافت زردآلو رونق‌شكن بازار نورى « 2 » ماه جهانتاب ، و در پيش صفا و شادابيش تخم شمس « 3 » خورشيد جرمى بىآب . شعر :
بدا مشمش الاشجار فيها كأنّه * يلوح [ 1 ] فى خضر الغصون الموائل
قباب بمخضرّ الرّياحين اغشيت * و قد زيّنت فى عسجد [ 2 ] بجلاجل « 4 »
تفّاح نفّاح « 5 » كاسهء عقيقى پر از بادهء لب شيرين ، با حقهء ياقوتى لبريز صاف انگبين شاخ اشجار ثامره‌اش « 6 » در همسرى سدره و طوبى شخ « 7 » ، و در جنب خوبى غبغب هر سيبى وصف سيب غبغب خوبان زنخ « 8 » .
هامش
[ 1 ] - چنين است در 7 نسخه [ 2 ] - دو نسخهء مسجد سپه‌سالار ، عن عسجد . ( 1 ) - گويا ستارگان تابان شكوفه‌ها هستند شفتالوى آن را و نديدم مانند من كه همانند كند زهر را به زهر ( كه با تشابه اسمى در معنى مختلفند ) . ( 2 ) - روشنايى و نيز نورى نوعى زرد آلو . بنقل ( حاشيهء نو و كنوز ) . ( 3 ) - نوعى زردآلو ( حاشيهء نو و كنوز ) . ( 4 ) - هويدا شد زردآلوى درختان در آن چنان كه گويى مىدرخشد ( و بهتر آنست كه تلوح بصيغهء مفرد مؤنث باب تفعل خوانده شود بمعنى آشكار شد ولى نسخ موجود آن را تأييد نمىكند ) . در شاخهاى سبز نوان قبه‌هايى كه پوشيده است به اسپر غمهاى سبز و آراسته شده است بزنگوله‌هاى زرين . ( 5 ) - بسيار عطا . پرسود ( اقرب الموارد ) و شايد قياسا از نفح دميدن بوى خوش ، استعمال شده . ( 6 ) - ميوه‌دهنده . ( 7 ) - محكم ( برهان ) . ( 8 ) - هرزه و لاطائل ( برهان ) .