شدند ، و تتمه را
« قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً »
« 1 » كوچانيده در « نيشابور » سكناى
« وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ »
« 2 » مقرّ كرده منطوق « 3 »
« وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ »
« 4 » دربارهء ايشان بظهور پيوست ،
« أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ »
« 5 » . حسين خان با مال و اثاثه به تمدّن و توطّن در « مازندران » متخصّص [ 1 ] « 6 » و سراچهء بختش مجددا مجصّص « 7 » گشت . چون آن طرفه بنادر آبادى و عمارت ، عمارت « 8 » هامهء « 9 » همهء بلدان بود به « نادرآباد » موسوم و بتمكّن و توكّن « 10 » عمارت ابدالى اختصاص يافته قلعهء قديم « قندهار » منهدم و متدهدم « 11 » گرديد ، و از پيشتر ، بيشتر نيشتر تبشير « 12 » تيسير [ 2 ] « 13 » اين فتح دلاويز ، رگ و جان اعدا را گشود ، و از سابق افزونتر اين نويد بهجتپرور كه دوستان را روح بر قالب اميد مىدميد ، ميدان شادكامى را فسحت « 14 » بخشود .
هامش
[ 1 ] - بو ، متحصص
[ 2 ] - يو ، تشتر .
( 1 ) - گفت شما بد مردمانيد از جهت منزلت ( از آيهء 77 سورهء يوسف )
( 2 ) - و شما راست در زمين قرارگاه ( از آيهء 34 سورهء بقره ) .
( 3 ) - آنچه از صريح لفظ فهم شود ، مقابل مفهوم .
( 4 ) - و همانا جاى داديم شما را در زمين و نهاديم براى شما معيشتها ( از آيهء 9 سوره اعراف )
( 5 ) - آيا مىپندارند آنچه ما كمك مىكنيم ايشان را بدان از خواسته و پسران ، مىشتابيم براى ايشان در نيكيها ؟ نه چنانست بلكه نمىدانند ( آيات 57 و 58 سورهء مؤمنون ) .
( 6 ) - خاص گرديده
( 7 ) - گچكارىشده .
( 8 ) - عماره ، هر چه بر سر گذارند از دستار و كلاه و تاج ( ر ب )
( 9 ) - سر هر چيزى . ( ر ب )
( 10 ) - جاى گرفتن ( ر ب ) .
( 11 ) - افتاده ، ويرانشده ( از ر ب ) .
( 12 ) - مژدگانى .
( 13 ) - ميسر شدن .
( 14 ) - فسحة ، فراخى . ( ر ب )