تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
لا يطير غرابه » « 1 » مىزدند ، طعمهء نسور « 2 » ساختند ، و تمامى قلعهء « 3 » قلعهء قلعهء « 4 » يغما ، و علقهء كسيب « 5 » گشت
« وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا »
« 6 » . حسين خان از مشاهدهء اين حال با عيال و نسوان نشوان « 7 » خمار حيرت و خراب بادهء بيخودى ، از سر مال و خواسته برخاسته به ارك « قيتول » اختفا كردند . چون تيغ مبارزان بفرق و تارك گردنان « 8 » تارگ گردن اجراى حكم
« فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ »
« 9 » مىكرد ، تارك گردنكشى گشته با بقيّة السيف تشنّف « 10 » بشنف « 11 » رقيّت و تقرّط « 12 » به قرطهء « 13 » اطاعت جست ، و روز ديگر با آمدهء « 14 » عمده « 15 » و حضّار حصار ، به دربار فلك مدار آمده نبراس « 16 » تمناى او از اقتباس قراط « 17 » مشعل اين دولت عالم افروز ، فروزان شد ، و به تازگى بارگى اقبال طوايف غلجايى غلج « 18 » يافت ، و جمعى از ايشان در سلك ملتزمان ركاب فلك‌سا معدود و از سايه‌گزينان قصر دولت ممدود گشته به نويد
« فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
« 19 » مستظهر ، و از عطاياى
« إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ »
« 20 » بهره‌ور
هامش
( 1 ) - براى فراخى و خوشى حال مثل زنند ( حاشيهء يو ) . ( 2 ) - ج نسر ، عقاب ( 3 ) - مال عاريت ( ر ب ) ( 4 ) - بركنده ( از نف ) ( 5 ) - ر ك ح 3 ص 195 ( 6 ) - و خدا بازگردانيد آنان را بدانچه كسب كردند ( از آيهء 90 سورهء نساء ) . ( 7 ) - مست . ( 8 ) - ج گردن ، رئيس ، بزرگ . ( 9 ) - در آن ( شب ) فيصل مىشود هر كارى كه محكم شده ( آيهء 3 سورهء دخان ) ( 10 ) - خود را گوشوار نهادن . ( 11 ) - گوشوارهء بالايين يا آويزهء بالاى گوش . ( ر ب ) ( 12 ) - با گوشواره شدن ( 13 ) - يكى قرط ، گوشواره ( از ر ب ) . ( 14 ) - بقيهء چيزى . ( ر ب ) ( 15 ) - رسيل لشكر ( ر ب ) ( 16 ) - چراغ ( ر ب ) ( 17 ) - چراغ يا بينى آن . ( ر ب ) ( 18 ) - هموار و يكسان رفتن ( ر ب ) ، ( 19 ) - پس كسى كه پيروى كند راهنمايى مرا پس بيمى نيست بر آنان و نه ايشان اندوهناك مىشوند ( از آيهء 36 سورهء بقره ) . ( 20 ) - همانا ما تمام رساننده‌ايم آنان را بهرهء ايشان را بدون كاهش ( از آيهء 111 سورهء هود ) .