از كار قلعه گشاده گشت « باتت بليلة شيباء » « 1 » . تبيين اين مقال آنكه در شب دوم ذىحجه [ 1 ] مطابق سنهء خمسين و مائة بعد الالف « 2 » كه سه روز از نوروز ئيلانئيل « 3 » گذشته بود از هر فرقه فوجى و از هر بحر موجى به تحضيض [ 2 ] « 4 » طايفهء بختيارى نامزد بامر [ 3 ] يورش گشته در زوايا و تخاريب « 5 » جبل و خفاياى حصار اختبا « 6 » و اجتنان [ 4 ] « 7 » اختيار كردند ، « قرع للامر ظنبوبة » « 8 » . در اول ظهر كه اعداء عصر دولت بىزوال را وقت زوال و دم پسين بود مستقدمان مقدام « 9 » بأقدام « 10 » إقدام « 11 » ، اقدام بتقديم فرمان نموده خديو سليمان شكوه نيز بعزم كوهه « 12 » بر كوههء « 13 » كوه پيكر چون آفتاب بر سر كوه برآمده سواران از اطراف سور « 14 » سورن « 15 » انداختند ، اما طايفهء بختيارى را بخت يارى كرده بسرعت بختره [ 5 ] « 16 » از طرف « برج دهده » قدم بر فراز آن حصن فلك منظره
هامش
[ 1 ] - ط ، ذالحجه .
[ 2 ] - نو ، تخصيص .
[ 3 ] - ط ، و بامر
[ 4 ] - يو ، اختبا اختيار و اجتنان
[ 5 ] - يو ، بخره
( 1 ) - هنگامى گويند كه شوى دوشيزگى زن را بربايد ( ر ك مجمع الامثال ) براى غالب مثل زنند .
( 2 ) - 1150 .
( 3 ) - سال مار .
( 4 ) - برانگيختن بر جنگ . ( ر ب )
( 5 ) - سوراخها مانند خانههاى زنبور . ( ر ب )
( 6 ) - پنهان شدن .
( 7 ) - پوشيده شدن . ( ر ب ) .
( 8 ) - و در مجمع الامثال ، قرع له ظنبوبة ، ظنبوب ، كرانهء پيشين ساق يا استخوان خشك ساق يا طرف استخوان ساق . و ميخى است در كعب سنان كه سر نيزه در وى رود . براى كسى مثل زنند كه بكوشد و سستى نكند ( ر ك مجمع الامثال ) .
( 9 ) - بسيار دلير .
( 10 ) - ج قدم .
( 11 ) - دليرى نمودن . ( ر ب )
( 12 ) - حمله . ( برهان ) .
( 13 ) - زين . ( برهان ) ،
( 14 ) - باره .
( 15 ) - لفظ تركى است اللّه اكبر يا مثل آن گفتن لشكريان به آواز بلند هنگام تاختن بر خصم ( غياث ) .
( 16 ) - بختره ، خراميدن بناز ( ر ب ) وجه شبه معلوم نشد .