تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
يعنى توپ منوط و معلق گرديد . توپهاى كوپ « 1 » كوب قلعه‌گشا را كه گاو گردون « 2 » گاو گردون « 3 » آنها را مىشايست بذروهء « 4 » كوه [ 1 ] كشيده برج مشهور به « برج ده‌ده » را به سنگ رعد چون دل محنت زده ساختند . بيوت « 5 » ساكنان از گلولهء توپ و زنبورك نمونه خانهء زنبور گشت ، و احوال قلعگيان از خوف حاوى « 6 » فحاوى « 7 »
« يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ »
« 8 » گرديد . پس خديو فيروز روز در شب پنجشنبهء بيست دوم ماه ذيقعده با فوجى از ابطال مقتحم « 9 » كه تصوّر تساور « 10 » و تسوّر « 11 » در خود مىكردند در جانب كوه « چهل‌زينه » در مكمن كمين قرار گرفتند . دلاوران هنگامى كه اذان فجر قرين آذان « 12 » گرديد باذن و الا صف‌صف ، اقامت رسم يورش كرده به نيّت تسخير قلعه تكبير كشيده رو بجانب « برج دده » آوردند . در فاتحهء اين نماز « 13 » جمعى از اخلاص‌كيشان محراب « 14 » ، در محراب حرب ، از تتابع سهام دل‌دوز و ترادف گلوله‌هاى جانسوز هيئات ركوع و سجود گرفت .
اذا ركع القنا « 15 » الخطىّ صلّوا * صلاة جلّ واجبها السّجود
ليكن به حكم قضا مقصود ادا « 1 » نشد « باتت بليلة حرّة » « 16 » و در كرّت ثانى گره
هامش
[ 1 ] - يو ، از كلمهء توپهاى تا اينجا ندارد . ( 1 ) - كوه ( برهان ) . ( 2 ) - گاو فلك . ( 3 ) - ارابه . ( 4 ) - بالا . ( 5 ) - ج بيت ، خانه . ( 6 ) - فراگيرنده ( 7 ) - ج فحوى . ( 8 ) - مىنهند انگشتانشان را در گوشهاشان از ( بانگ ) صاعقه‌ها از بيم مرگ ( از آيهء 18 سورهء بقره ) . ( 9 ) - بىانديشه در كار در آينده ( ر ب ) . بىباك ( 10 ) - ظاهر شدن . ( ر ب ) ( 11 ) - بر ديوار برآمدن ( 12 ) - ج اذن ، گوش ( 13 ) - فرمانبردارى ( برهان ) ( 14 ) - جنگاور . دلير . ( ر ب ) ( 15 ) - نيزه ( 16 ) - هنگامى گويند كه شوى بر ربودن دوشيزگى زن توانا نشود . ( ر ك مجمع الامثال ) براى مغلوب مثل زنند