فلك در گذشت . آيينهء زرين مهر از عكس چهرهء مهوشان سيم سيما ، سيمابوار لرزان شد ، و نرخ بها « 1 » از پرتو روى مشترىطلعتان در دكانچهء دهر ارزان . رسيلان « 2 » خوشنوا بتفريح دلهاى در غم [ 1 ] نغمهء در غم « 3 » سرودند ، و حساة « 4 » قدحپيما جهانيانرا از دوران در غميهاى « 5 » عتيق ، از غم دوران ، عتيق « 6 » نمودند . ساقى صراحى گردن پياله چشم بامزه ، و دلبر شورانگيز لب شيرين چون [ 2 ] باده ، كه گل آتشين عارض عالم آرايش آرايش از آتش سيّال « 7 » گرفتى و چهرهء آفتاب تابش به آتش تابش ، تاب از دلها بردى ، جام را به ياد « بغداد » تا خط بصره « 8 » پر مىساخت ، و خنياگر « 9 » « رامتين » « 10 » چنگ « نكيسا » « 11 » آهنگ « باربد » « 12 » نوا و راهگوى « 13 » « بامشاد » « 14 » انشاد سركش الحان « سلات » « 15 » ادا ، كه آواز دلنوازش آوازهء كوس شهرت « كوسان » « 16 » را كر كردى و طنطنهء طنبورش كاسه بر سر « كاسهگر » « 17 » شكستى ، زهره را در فلك بچرخ مىانداخت .
هامش
[ 1 ] - يو ، در غم آميخته .
[ 2 ] - ط ، چون ، ندارد .
( 1 ) - روشنى .
( 2 ) - محشيان اين كلمه را ترتيب خوان معنى كردهاند ولى اين معنى ديده نشد .
( 3 ) - نام نغمهاى باشد از موسيقى كه شنيدن آن غم و الم از دل بيرون كند ( برهان )
( 4 ) - ج حاسى نوشنده ، و در حواشى ساقى .
( 5 ) - شراب در غمى ، منسوب به درغم كه شراب نيك از آنجا آيد و نام نغمهاى از موسيقى است . ( از برهان ) .
( 6 ) - آزاد .
( 7 ) - شراب . ( از برهان )
( 8 ) - خط بصره نام خط سوم است از جملهء هفت خط جام جمشيد . ( برهان ) و نيز خط بغداد خط دوم است .
( 9 ) - سازنده و خواننده . ( برهان )
( 10 ) - كسى كه چنگ را ساخته ( برهان )
( 11 ) - نگيسا ، چنگنواز خسرو پرويز ( برهان ) .
( 12 ) - مطرب خسرو پرويز ( برهان ) .
( 13 ) - رهگوى خواننده ( برهان ) .
( 14 ) - نام مطربيست ( برهان ) .
( 15 ) - نام سازندهاى ( برهان )
( 16 ) - نام شخصى نىنواز ( برهان ) .
( 17 ) - نام مطربى است كه قول كاسهگر ( نام نوايى ) اختراع اوست ( از برهان ) .