تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
گرفت . سرعسكر كه از لوح جبينش خطّ خطر و نقش « فى رأسه خطّه » « 1 » لايح بود ، به حكم سايق [ 1 ] « 2 » قضا ، شايق رزم و از سرّ سرعسكر [ 2 ] سابق از فرط بطر « 3 » نظر بربسته لم بعث « 4 » و رمّ شعث « 5 » و استجماع جموع عساكر منفتّه « 6 » و منقثّه « 7 » و استجمام « 8 » عموم عماعم [ 3 ] « 9 » منبتّه « 10 » و منبثّه « 11 » كرده
« كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ »
« 12 » باقتفا « 13 » و اقتفار « 14 » اردوى همايون پرداخت . در حالتى كه جنب « اوچ‌كليسا » بافراختن بارگاه قاآنى پهلو بر أوج مهر و ماه مىزد ، بانهاى « 15 » جواسيس از تعاقب وقوف « 16 » ، وقوف حاصل گشته لواى ظفر التوا را از آن مكان خلد آشيان نهضت ، و در چهار [ 4 ] فرسخى قلعهء ايروان در مكانى كه حال به « مرادتپه » اشتهار دارد ، در محاذات خصم ، به محادات « 17 » ، آغاز تخيّم « 18 » و تخبّى « 19 » كرده از شانهء افراس « 20 » در سايهء افراس « 21 » آرميدند . سحرگاهان كه خسرو بيضا ، رايت ضيا بر افراشته افواج شامى نجوم را با عمود صبح از معركهء سپهر طرد كرد ، سرعسكر در
هامش
[ 1 ] - ط ، سابق [ 2 ] - يو ، رزم سردر در عسكر . عت ، ط ، سر سر سرعسكر . [ 3 ] - ط ، عمام [ 4 ] - ط ، چار ( 1 ) - خطه ، كار بزرگ ، براى كسى مثل زنند كه در نفس او حاجتى است و بر آن عزم كرده است . ( 2 ) - راننده . ( 3 ) - تكبر . ( 4 ) - فراهم آوردن لشكر ( 5 ) - مرمت كردن خلل ( 6 ) - ريزريز شده ( ر ب ) . پراكنده . ( 7 ) - شكسته ( المنجد ) شكست خورده . ( 8 ) - گرد آوردن . ( 9 ) - گروه متفرق و پراكنده . ( 10 ) - جداشده ، منقطع . ( 11 ) - پراكنده ( 12 ) - گويا رانده مىشوند بسوى مرگ ( از آيهء 6 سورهء انفال ) ( 13 ) - پى روى ( 14 ) - در پى رفتن . ( ر ب ) ( 15 ) - انهاء ، آگاهى دادن . ( 16 ) - پى روى كردن ( ر ب ) . ( 17 ) - چنين است در نسخ ، و ظاهرا محادت - محادة ، جنگ كردن . ( 18 ) - خيمه زدن ( 19 ) - خيمه زدن . ( 20 ) - اسبها . ( 21 ) - خيمه ( برهان ) .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 361 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى