تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
به تأريث « 1 » ضرب زن و بادليج « 2 » آتش بلا بر فلك رصاصى شعله‌ور گشت و از سورت لهبات توپ و تفنگ ، نزديك و دور ، نزديك دور « 3 » و دور سور نتوانستى گشت ، از ستاره افشانى خمپره [ 1 ] « 4 » ، ايّام را بر قلعگيان يوم ذو كواكب « 5 » نمودند ، و از شراره‌ريزى و ظلمت‌انگيزى آن آلات آسمان‌سوز ، « قلعهء ستاره » در سواد هندوستان ، بر اهل گنجه نمودند . ساعت به ساعت مصداق
« إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ »
« 6 » بظهور مىپيوست ، و لحظه‌به‌لحظه آيت
« فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ »
« 7 » در عروش « 8 » بيوت نقش ثبوت مىبست . از صدمات مدافع « 9 » ليس لها دافع « 10 » رخنه‌ها و رحبه‌ها « 11 » در ديوار حصار مىگشادند ، و از نزول جلاهق « 12 » و احجار مجانق « 13 » قلعگيان را سركوب بليغى مىدادند ، كه « انّ الجبان حتفه من فوقه » « 14 » . هر روزه ثقبه‌هاى نقبها را به باروت انباشته اساس مربّعة الاركان ذات البروج « 15 » آن حصن سپهر مانند را [ 2 ] ثانى اثنين مثلثهء آتشى « 16 » مىساختند . عاقبت سدّ سديدى كه متن متانتش در حاشيهء قلعه
هامش
[ 1 ] - يو ، حمير ، عت ضميره ، ط ، خمبره [ 2 ] - ط ، سپهر حصين مانند را ( 1 ) - آتش افروختن ( ر ب ) ( 2 ) - نوعى توپ ، مؤلف غياث اين كلمه را معرب با دلش ( به تركى توپ ) دانسته و مؤلف فرهنگ نظام آن را مأخوذ از بادل ( بهندى ابر ) مىداند . ( ر ك لغد ) ( 3 ) - ج دار ، خانه . ( 4 ) - خمپاره . ( 5 ) - روز نيك سخت . ( 6 ) - هنگامى كه آسمان بشكافد و هنگامى كه ستاره‌ها فروريزانيده شود . ( آيات سورهء 1 و 2 سورهء انفطار ) . ( 7 ) - پس آمد ( فرمان ) خدا بناهاشان را از بن ، پس فروريخت بر آنان سقف از فراز آنان ( از آيهء 28 سورهء نحل ) . ( 8 ) - ج عرش ، سقف خانه ( ر ب ) ( 9 ) - ج مدفع ، توپ ( 10 ) - نيست براى آن بازدارنده‌اى ( 11 ) - گشادگى . ( ر ب ) ( 12 ) - گلوله . ( اقرب الموارد ) ( 13 ) - منجنيقها . ( 14 ) - همانا ترسو ، مرگ او از فراز اوست ( مثلى است . رك مجمع الامثال ) ( 15 ) - خداوند باره‌ها ( 16 ) - مثلثه نارى در اصطلاح منجمان ، حمل و اسد و قوس است . ( از ر ب ) سه‌پايه‌ايست مثل منقل كه در خانه‌ها آتش بدان كنند ، ( حواشى ) !