تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
فنحن فى جذل « 1 » و الرّوم فى وجل « 2 » * و البرّ فى شغل و البحر فى خجل « 3 »
سر عسكر بحسن حصافت حسّ آفت در معارضت كرده ، ساز جنگ را در خارج دايرهء « كركوك » به آهنگ ديگر كوك نموده يعنى پشت به ديوار قلعه داده فوجى را كه روى رزمهء « 4 » رزم و پشت « 5 » قوّت لشكريان بود به معركهء حرب و ضرب فرستاد : خرج من البلد رجال إلى الموت عجال « 6 » ، فتلاقوا بسلام السّلام « 7 » و كلام الكلام « 8 » و تصافحوا بالصّفاح « 9 » و صفحوا بالكفاح « 10 » و تواصلوا بالقواطع « 11 » و تعانقوا بالمقامع « 12 » و تسارعوا إلى المواقع و تصارعوا فى المصارع « 13 » . تناوحوا و تنافحوا « 14 » و تكادحوا و تكافحوا [ 1 ] « 15 » و تقارعوا و تقادعوا « 16 » و تناجزوا و تناجروا « 17 » و تعافروا و تعاقروا « 18 » و تنافروا و تناقروا « 19 » و تناصلوا و تناضلوا « 20 » و تجاولوا و تجادلوا « 21 »
هامش
[ 1 ] - ط ، اضافه دارد و تهادعوا و تواقحوا . ( 1 ) - شادمانى ( ر ب ) . ( 2 ) - بيم . ( 3 ) - اشعار از ابو الطيب متنبى است در مدح سيف الدولة . ( 4 ) - پشتواره جامه و روى رزمهء رزم ، مرادف گل سر سبد جنگ است . ( 5 ) - پشتيبان . ( 6 ) - شتاب‌كننده . ( 7 ) - سنگ . ( 8 ) - زخم زبان . ( 9 ) - مصافحه كردند به پهناهاى شمشير . ( 10 ) - و درگذشتند از يكديگر به جنگ . ( 11 ) - و پيوند كردند با هم به شمشيرهاى بران . ( 12 ) - و معانقه كردند به گرزهاى گران . ( 13 ) - و كشتى گرفتند در كشتارگاهها . ( 14 ) - رويا روى شدند و خصومت كردند . ( 15 ) - و كوشش كردند و روبرو جنگ نمودند . ( 16 ) - و فروكوفتند و نيزه بر يكديگر زدند . ( 17 ) - و پيكار كردند و به كشش افتادند . ( 18 ) - و به خاك ماليدند همديگر را و پى كردند اسبهاى يكديگر را . ( 19 ) - و ناخوش داشتند يكديگر را و سخن هم را بازگرداندند . ( 20 ) - و پيكان بر نشاندند به تير و نبرد كردند در تيراندازى . ( 21 ) - و با يكديگر بگشتند در جنگ و ستيزه كردند .