« جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ »
« 1 » با عيش رفيه « 2 » « و لا تمار فيه » « 3 » در قبّهء قنّهآسا « 4 » كه در خارج « قلعهء كركوك » استقرار و استقلال يافته بود آرام گرفتند . روز ديگر كه غارب « 5 » نقرهاى خنگ سپهر برين تزيّن بزين زرّين شمس طالع يافت ، با كوكبهء بهرامى و صولت ضرغامى [ 1 ] بر پشت أشهب عنبرين ستام « 6 » برآمده با سهم عبير « 7 » مشكپاش جراحات قلوب اعدا گشته يوم صندل « 8 » را برايشان ليل آبنوسى « 9 » ساختند . در رخسار كار سر عسكر چون آب « 10 » نبود بإتراع « 11 » جواب « 12 » جواب « 13 » اجابت نكرده مثل « لا أفعل ما غرّد راكب » « 14 » را از ضعف قوّت از قوّه بفعل آورد .
خديو عدو بند كشورگشا بعد از ظهور اين حال شيران عرصهء وغا را سلسلهء خوددارى براى غارت كردن از گردن برگرفته چند هزار خانوار « بيات » را كه در آن نواحى سكنى و ثبات داشتند با بنين و بنات « 15 » تاخته فحواى
« وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً »
« 16 » ظاهر ساختند . پس تهجيع « 17 » خصم را با دل بيدار
هامش
[ 1 ] - ط ، زرغامى .
( 1 ) - قرار داده است براى شما شب را تا بيارميد در آن ( از آيهء 68 سوره يونس ) .
( 2 ) - فراخ ( ر ب ) .
( 3 ) - شك مكن در آن ( مأخوذ از آيهء 22 سورهء كهف ) .
( 4 ) - كوه خرد ( ر ب ) .
( 5 ) - دوش .
( 6 ) - لگام .
( 7 ) - تير سياه ناپيراسته ( ر ب ) .
( 8 ) - معرب چندن ، اضافهء تشبيهى بخاطر رنگ قرمز صندل . و نيز يوم صندل از ايام عربست كه در آن جنگى بزرگ رخ داد ( ر ب ) .
( 9 ) - سياه ، تاريك .
( 10 ) - رونق ، طراوت .
( 11 ) - پر كردن ( ر ب ) .
( 12 ) - ج جابية حوص كه آب جهت شتران در آن ريزند ( المنجد ) حوض كلان ( از ر ب ) .
( 13 ) - پاسخ .
( 14 ) - اين مثل در تمام نسخ بدين صورت است و مأخذ آن را نيافتم و تغريد در اينجا معنى مناسبى ندارد ، شايد تعريد بمعنى گريختن و آن با كلمهء راكب مناسب است .
( 15 ) - پسران و دختران .
( 16 ) - و چه بسيار ديهها كه تباه كرديم آنها را پس آمد آن را عذاب ما شبانگاه ( از آيهء 3 سوره اعراف ) .
( 17 ) - نيك خواب كردن ( ر ب ) .