مكانك ما تدريه من أفق العلى * فخد مأخذ الأقمار فى النّقص و التّمّ « 1 »
فما أعقب السّبك النّضار مهانة * و لا حطّ ميل النّجم عن شرف النّجم « 2 »
هرگاه خاقان دهرآرا يكهتازان ممالك را دواسبه از چار حد هفت خط « 3 » به قلمرو احضار كنند ، بهمدستى توكّل ، زين همت بر پشت مركب بهيم « 4 » نهيم و تيغ تيز بر فرق غنيم « 5 » زنيم « 6 » زنيم [ 1 ] .
السّيف و الخنجر ريحاننا * أفّ على النّرجس و الآس
شرابنا من دم اعدائنا * و كأسنا جمجمة الرّاس « 7 »
بعد از مقارعت « 8 » شور و استيجاش « 9 » ، و ازالهء شور استيحاش از جيش قوّى الجأش « 10 » بعزم مقارعة « 11 » و استجاشه « 12 » در بيست و دوم ماه صفر خطّهء همدان مقرّ موكب
هامش
[ 1 ] - ط ، اضافه دارد : عربيه
( 1 ) - جايگاه تو آنجاست كه ميدانى از افق بلند پس بگير گرفتنگاه قمرها را در كاهش و درستى .
( 2 ) - پس بجا ننهاد گداختن ، سيم و زر را خوارى و نكاست مايل گشتن ستاره از شرف
( 3 ) - ستاره هفت اقليم ( برهان ) .
( 4 ) - اسب يكرنگ كه رنگى ديگر در بدن او نباشد ( ر ب ) .
( 5 ) - غنيمت برده .
( 6 ) - فرومايهء ناكس ( ر ب ) .
( 7 ) - منسوب به على عليه السلام .
( 8 ) - همديگر قرعه انداختن ( ر ب ) .
( 9 ) - چنين است و در تمام نسخ و در حواشى استشاره معنى شده ليكن در قواميس ديده نشد ، شايد استنحاس ، خبر پرسيدن و جوياى آن بودن .
( 10 ) - قوىدل .
( 11 ) - واكوفتن دليران بعضى مر بعضى را ( ر ب ) .
( 12 ) - طلب كردن لشكر ( ر ب ) .