و انثلام « 1 » شوكت باهره شد ، و سقوط از فر « 2 » ، باعث هبوط از فرّ گشته دواب و اموال عساكر در وادى احتماس « 3 » و امتراس [ 1 ] « 4 » مورد امتراش « 5 » و اختلاس گرديد ، امّا بتأييد داور قيّوم عوضش باضعاف ميسّر است . « إن ذهب عير فعير فى الرّباط [ 2 ] » « 6 »
فيوم علينا و يوم لنا * و يوم نساء و يوم نسرّ
رؤساى دهدله « 7 » يكدل و يكجهت بعرض رسانيدند كه :
لك الخير ابد الدّهر ما قد علمته * و مالك فيه و التّوغل فى الغمّ « 8 »
تهاد بما تهوى و بت متسلّيا * فقد طرق السّراء فى ليلة الهمّ « 9 »
هامش
[ 1 ] - ط اضافه دارد ، نفارهء حسفم .
[ 2 ] - ط اضافه دارد شعر .
( 1 ) - رخنه يافتن .
( 2 ) - اسب بزرگ پهلو ( ر ب ) .
( 3 ) - جنگ كردن دو خروس . برافروختن از خشم ( ر ب ) جنگ كردن .
( 4 ) - درماندن زبان بوقت پيكار ( ر ب ) .
( 5 ) - چيزى را از كسى ربودن ( ر ب ) .
( 6 ) - اگر گورخرى رفت گورخر ديگر بسته است ( ر ك مجمع الامثال ) .
( 7 ) - شجاع ( برهان ) .
( 8 ) - تراست خوبى هميشه چند كه خوبى را دانستهاى ! ترا چه و بفرو رفتن در اندوه ؟ .
( 9 ) - بناز برو چنان كه خواهى و بگذران شب را بخاطر آسوده كه آمد خوشى و خشنودى در شب اندوه .