تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
پرتو خورشيد مصيقل « 1 » مرآت جهان را چنان عكس مرگ « 2 » ساخت كه از چارآينهء « 3 » پيكر عنصرى و قالب هيولائى يلان جز عكس گرم « 4 » متصور نمىشد ، و مهر بىمهر به نوعى جوّ هوا و جوف سما را به آتش تفيده كرد ، كه سنگ در زير سنابك « 5 » بادپايان زرين نعل جز سبابك « 6 » سيم نمىنمود . سهام اشعهء خور در آن هواى گرم آهن تفته را در بر بهادران سرد مىكرد ، و ناوك سهام سرخ در هياكل سفيد « 7 » به فولاد سبز « 8 » عمل زرد « 9 » به كار مىبرد . از لوايح سموم سرد « 10 » گرمى
« إِنَّها لَظى نَزَّاعَةً لِلشَّوى »
« 11 » بر وى ظهور مىآمد ، و از هواى مهاوى « 12 » و ماهيّت مهامه « 13 » ، آتش هاويه « 14 »
« وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ نارٌ حامِيَةٌ »
« 15 » زبانه مىكشيد ، خنك آن‌كس كه در آن جنگ در سايهء ديوار نيستى مىآرميد و خوشا حال مبارزى كه در آن وادى بىآب از آب‌روان دست مىشست . بيت :
ز نور تابش خورشيد لعل‌فام شدى * سرو « 16 » ى آهوى دشتى چو آتشين خلخال
چو گرم گشتى آب از هواى آتش طبع * پشيزه « 17 » نرم شدى در مسام [ 1 ] ماهى وال [ 2 ] « 18 »
هامش
[ 1 ] - يو ، ميان . [ 2 ] - ط ، يو ، دال . ( 1 ) - صيقل زده . ( 2 ) - گرم . ( 3 ) - از پوششهاى جنگى قديم چهار پاره آهن پهن كه در زير زره بر سينه پيوند كنند ( لغد ) . ( 4 ) - مرگ . ( 5 ) - كنار سم چارپا ( 6 ) - گداخته و ريخته . ( 7 ) - بدنهاى سپيد . ( 8 ) - شمشير . ( 9 ) - حلقه‌هاى زره را درهم افكندن ( ر ب ) . ( 10 ) - پى هم . ( 11 ) - همانا آن زبانه‌ايست ، خالص‌كننده است پوست و گوشت را ( آيات 15 و 16 سورهء معارج ) . ( 12 ) - ج مهوى مغاك ميان دو كوه و مانند آن ( ر ب ) . ( 13 ) - دشت و بيابان ( نف ) . ( 14 ) - دوزخ ( ر ب ) . ( 15 ) - چه دانا كرده است ترا ( كه ) چيست آن ، آتشى است گرمى آن به غايت رسيده ( آيه 7 و 8 سورهء القارعة ) . ( 16 ) - شاخ . ( 17 ) - فلس ماهى . ( 18 ) - نوعى ماهى بزرك كه داراى فلس است ( از برهان )
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 316 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى