در بيان محاربه با توپال عثمان پاشاى سر عسكر و ظهور كسر در لشكر بعد از فتح بتقدير ايزد بىچون
و انكشاف مدلول
« غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ »
« 1 » از دولت فلك صولت عثمانيّه ، عثمان پاشاى صدر اعظم سابق كه در جنگ فرنگ بسبب پادارى از پا زخم گلوله دريافته بتوپال يعنى لنگ « 2 » اشتهار داشت ، به سردارى سمت بغداد مأمور گشته بود . در مجارى اين مقال و معارى « 3 » اين اقوال ، خبر وصول پاشاى مذكور از جانب موصل متواصل « 4 » و اصل ، و قلوب مرعوب قلعگيان را از اين نويد مرغوب ، سكون و سكوت حاصل گشته ، در ايفاء عهد سر از قطاب « 5 » گردنكشى بر آوردند .
عثمان پاشا چون « 6 » طرّهء « 7 » شط را چون طرّهء قطّ « 8 » بدست گرفته با دل بىآرام بآرام مىآمد و بقدم « يقدّم رجلا و يؤخّر أخرى » « 9 » طريق استبطاء « 10 » مىپيمود .
تبختر إخفاء لما فيه من عرج * و ليس له فيما تكلّفه فرج « 11 »
هنگام چاشت با جيش پرجأش پرخاشجوى به مقابلهء طليعهء خسرو كريم العصر « 12 »
هامش
( 1 ) - مغلوب شدند روميان در نزديكترين زمين و آنان پس از مغلوب شدن زود باشد كه غالب شوند . ( از آيهء 1 و آيهء 2 سورهء روم ) .
( 2 ) - ط ، اين ترجمه را ندارد .
( 3 ) - آنچه نمايان باشد از دست و پا و رخسار ( از ر ب ) ظاهر .
( 4 ) - پيوسته .
( 5 ) - مجمع گريبان ( ر ب ) .
( 6 ) - اين كلمه زايد به نظر مىرسد ولى در همهء نسخ موجود است .
( 7 ) - كرانه ( ر ب ) .
( 8 ) - پيچيده . مرغول ( ر ب ) .
( 9 ) - گامى پيش مىنهد و گامى پس .
( 10 ) - كندروى . درنگ .
( 11 ) - خراميد بناز بخاطر پوشاندن لنگى كه در اوست و نيست او را در آنچه خويشتن را بدان برنج انداخته است گشايشى . ( شعر از ابو الفضل سكرى . يادداشت آقاى دكتر مهدى محقق ) ر ك يتيمة الدهر ثعالبى ج 4 ص 24
( 12 ) - بزرگ نسب ( ر ب )