تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
« تسألنى بر امتين شلجما » « 1 » مىشنيدند ، و بلغهء « 2 » بلغور و حشيش « 3 » حشيش « 4 » را علقهء « 5 » هستى مىنمودند . از كمال مجاعت اگر كلوخى مىيافتند در كام آرزو لذيذتر از حلواى خشت « 6 » به كار مىبردند ، و از فرط گرسنگى اگر سنگى مىجستند ما حضر درويشانه ساخته شكم آز را سنگ قناعت مىكردند ، و باشتياق صاعى شترنج « 7 » در شطّ رنج « 1 » با چندين كلك « 2 » « 8 » تردّدات كرده خانه به خانه شطرنج غم مىباختند ، « المحل مخلّ العيش و مورث الموت » « 9 » ، و مشتى حبوب كه بدستشان مىآمد گرامىتر از حبّات لآلى در جيوب نهان كرده مسكهء « 10 » حيات مىساختند ، كه الجوع مانع الهجوع و موت الفوات « 11 » خشخاش « 12 » بغداد كه « أجرأ من الماشى بترج « 13 » بودند . از شوق دانهء ارزن طالب « أرزنةالروم » « 14 » و از كمال توحّش متوحّش و متحاشى گشته با احمد پاشا در صدد تخليط و تثبّط « 15 » در آمده « يضرب الماش بالدّرماش » « 16 » را ممثّل
هامش
( 1 ) - رامة جايى است نزديك بصره و شلجم شلغم است . براى كسى مثل زنند كه چيزىرا در جز جاى آن طلبد ( مجمع الامثال ) . و ر ك ( معجم البلدان ) . ( 2 ) - قوت روز ( ر ب ) . ( 3 ) - شادانه ؟ ( 4 ) - خشك . ( 5 ) - قوت روز ( ر ب ) . ( 6 ) - نوعى حلوا كه در مشكها و جاها ريزند تا يكپارچه و قرص شود ( از برهان ) . ( 7 ) - اقسام غله را گويند كه بهم آميخته باشند ( برهان ) ( 8 ) - مشك‌هاى بهم بسته كه چوب و نى بر آن بندند و بدان از آب گذرند ( از برهان ) . در تداول ، حيله ( 9 ) - خشك‌سالى برهم‌زنندهء لذت زندگانى و سبب مرگ است . ( 10 ) - نگاهدارنده . پايدار سازنده . ( 11 ) - گرسنگى مانع خواب است و مرگ ناگهانى است . ( 12 ) - مردم با سلاح و زره ( ر ب ) . ( 13 ) - بيشه است به يمن و فىالمثل هو أجرأ من الماشى بترج ( ر ب ) . ( 14 ) - ارض الروم ، ارز الروم ، ارزن الروم ، ولايتى است در تركيه معروف ( ضميمهء معجم البلدان . لغد . قاموس الاعلام سامى بيك ) ( 15 ) - تأخير كردن ، درنگ كردن ( ر ب ) . ( 16 ) - براى كسى مثل زنند كه در گفتار با كردار تخليط كند .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 310 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى