خود را از حصار بيرون افكنده وارد معسكر نصرت اثر
« فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ »
« 1 » از موايد ألذّ من السّلوى « 2 » بىمنّ « 3 » كامياب و بهرهور مىگشتند ، و هريك كه طريق يتيهون فى الارض « 4 » اختيار ، و أجرأ من السّيل تحت اللّيل « 5 » فرار مىنمودند ، لقمههاى گلوسوز از رصاص « 6 » مذاب « 7 »
« لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ »
« 8 » التقام « 9 » كرده از زندگى سير مىشدند . « ربّ اكلة منعت أكلات » « 10 » .
الحاصل قلعگيان بغداد خراب را بغداد خراب « 11 » ، و حال « أرعن من هواء البصرة » « 12 » گشته از فوت قوت و غذا غداء و مساء « 13 » مساهم « 14 » همّ شديد شدند و بعضى از اهل دارالسّلام از فرط جود ، بذل سرمايهء حيات كرده مردند ، و مفاد : أهل دارالسّلام مرد « 15 » را به اين تلويح بر لوحهء تصريح رقم زدند . احمد پاشا ناچار در تفويض آن معقل « 16 » سپهر بنياد تا آخر ماه صفر « و ها نحن مؤخّر الصّفر موعدنا السّحر » وعده داد .
هامش
( 1 ) - در روز گرسنگى كه خوردنى در آن يافت نشود . ( از آيهء 14 سورهء البلد ) .
( 2 ) - گواراتر از كرجفو . مأخوذ از داستان قوم موسى ( ع ) آيهء 54 سورهء بقرة
( 3 ) - منت ، و در آن ايهام است به من كه براى قوم موسى رسيد .
( 4 ) - سر گردانند در زمين و مأخوذ از آيهء 29 سورهء مائده .
( 5 ) - گستاختر از سيل به شب كه هر چه يابد با خود ببرد
( 6 ) - برنج ( ر ب ) گلوله برنجى .
( 7 ) - گداخته .
( 8 ) - نمىخورد آن را مگر خطاكاران . ( آيهء 37 سورهء الحاقه ) .
( 9 ) - لقمه گرفتن .
( 10 ) - چه بسيار يكبار خوردنى كه مانع خوردنهاى چند شود مثلى است در مذمت حرص ( ر ك مجمع الامثال ) .
( 11 ) - بغدادش خرابست ، كارش تباه است ، حالش زار است .
( 12 ) - مضطربتر از هواء بصره ( مجمع الامثال ) .
( 13 ) - بامداد و شامگاه .
( 14 ) - شريك
( 15 ) - اهل الجنة جرد مرد كحل لا يفنى شبابهم و لا تبلى ثيابهم . بهشتيان امرد ( بىمو ) اند . . . ( جامع الصغير ص 371 ج 1 ) .
( 16 ) - پناهگاه .