و تعدّد « 1 » عدد « 2 » ، اضطلاع « 3 » داده در ماه جمادى الآخر سنهء هزار و صد و چهل و سه در موكب شاهى از اصفهان رايت نهضت بجانب مقصد افراختند .
على پاشاى سر عسكر روم كه از دولت عليهء [ 1 ] عثمانيه باستحفاظ ايروان مأمور بود از قلعه بر آمده كنار رودخانهء « كرنى » را بوجود عسكر فولاد پيكر سدّ آهن بست ، و منتظر ظهور كوكبهء شاهى نشست . جنود [ 2 ] پادشاهى از رودخانه گذشته تندتر از سيل بجانب آن درياى لشكر ميل نمودند [ 3 ] . صفوف ممتدّه و ألوف مسودّه « 4 » و زحوف « 5 » معتدّهء « 6 » روميّه با عدّه و عدّه بضروب مشتدّه « 7 » منقلب و مغلوب و ثبات « 8 » از ثبات « 9 » ايشان به وثبات « 10 » جلادت يلان مسلوب ، و توپخانه و قورخانه و خيام [ 4 ] و اسبابشان مجلوب گشته به سمت قلعه عطف عنان كردند . پس موكب شاهى با كوكبه و كبكبه و طنطنه و دبدبه از خارج قلعه تجاوز نموده در جانب غربى قلعه در سه فرسخى ، اطناب بارگاه را باوتاد « 11 » چرخ هزار ميخ « 12 » موتود ساختند . چون لشكريان را توسن طبع جموح سركش ، و نعل شوقشان به هواى قلعهگيرى در آتش بود « 13 » ، بعد از چند روز بىمحابا و درنگ بر خلاف راه راى و فرهنگ خنگ بسالت « 14 » بميدان جنگ رانده تا پاى قلعه عنان بازنكشيدند ، روميه نيز از بالاى حصار و بيرون قلعه با توپ و تفنگ از در
هامش
[ 1 ] - ط ، ندارد .
[ 2 ] - ط ، و جنود .
[ 3 ] - يو ، نمودند
[ 4 ] - يو ندارد .
( 1 ) - فراوانى .
( 2 ) - ج عدة بضم اول و فتح و تشديد دوم ، ساز و ساخت .
( 3 ) - تقويت .
( از ر ب ) .
( 4 ) - الوف مسوده ، كنايت از لشكرهاى فراوان .
( 5 ) - ج زحف بفتح اول ، لشكر رونده بسوى دشمن ( از ر ب ) .
( 6 ) - آماده ( ر ب ) .
( 7 ) - ضربتهاى سخت .
( 8 ) - پايدارى .
( 9 ) - ج ثبه بضم اول و فتح دوم ، جماعت .
( 10 ) - ج وثبة بفتح اول و سكون دوم ، جستن ، حمله بردن .
( 11 ) - ج وتد ، ميخ .
( 12 ) - آسمان پركواكب ( برهان ) .
( 13 ) - نعل در آتش بودن ، اشتياق داشتن .
( 14 ) - دليرى ( ر ب ) .