در بيان توجه حضرت شاه طهماسب بجانب ايروان و رجعت اختر اقبالش از آن سير
« أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ »
« 1 » بعد از آنكه خديو عاليشان با عزم جزم ، كسر « 2 » و جزم « 3 » صولت مخالفان ، و فتح عراق و آذربايجان كرده [ 1 ] رفع فتنهء افغان را نصب العين همّت ساخت و اناصيب [ 2 ] « 4 » شوكت و الويهء « 5 » نصرت نصايب [ 3 ] « 6 » را بصوب خراسان برافراخت ، اعيان دولت حضرت شاه طهماسب را نيز سرپنجهء شوق انتزاع « 7 » و ارتجاع « 8 » قلعهء ايروان گريبانگير ، و داعيهء مملكتستانى مكنون ضمير گشته بتقليد جناب نادرى « هيهات هيهات الجناب الاخضر » « 9 » كمر اجتهاد بر ميان بستند ، و شجعان ذوى الأعراق « 10 » عراق و رزمجويان آذربايجان را اجتماع و عزم و راى را به عدد بىعدد « 11 »
هامش
[ 1 ] - يو ، ندارد .
[ 2 ] - يو ، ط ، نصاب
[ 3 ] - يو ، ندارد .
( 1 ) - بهر مهمى كه فرستند او را بازنيايد به نيكويى ( كارى نسازد ) ( از آيهء 78 سورهء النحل ) .
( 2 ) - شكست .
( 3 ) - بريدن و يكسو كردن كار ( ر ب ) .
( 4 ) - پرچمها ( المنجد ) .
( 5 ) - ج لوا ، بكسر اول ، پرچم .
( 6 ) - ج نصيب ، آنچه آن را نشان گردانند ( ر ب ) نصرت نصائب ، نصرتنشان .
( 7 ) - بركندن ( ر ب ) .
( 8 ) - بازگرداندن .
( 9 ) - از امثال باستانى عرب است و جناب ، درگاه بود و اصل اين مثل از ضبة بن اد است . چون بيمارى او سنگين شد فرزندان وى گفتند اگر تا درگاه خانه برويم به شوى ! گفت هيهات . . . و اين مثل را براى كارى زنند كه تلافى آن ممكن نيست .
( 10 ) - اصيل .
( 11 ) - بىاندازه . بىشمار .