تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
روز ديگر خديو فريدون فرّ تحريك رايات ظفر فرموده در قريهء « ناكهان » باگهان و مهان بارگشاى نزول [ 1 ] و از روى احتياط به احتياط « 1 » و اضطمام « 2 » « قلعهء كيان » مشغول گشته از چهار طرف [ 2 ] افغان را به شش‌در « 3 » حيرت انداخته و راه غلّه و ذخيره را مسدود ساختند و
« حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ »
« 4 » . ذو الفقار خان ، موهون « 5 » گشته فحواى
« لا يُقاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً إِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ »
« 6 » را از فرط حذر كار بست ، و از پشت ديوار بست « 7 » شهر و حوالى حوائل « 8 » با أحزاب « 9 » حراب « 10 » جرأت مناحرت « 11 » و مناجزت [ 3 ] « 12 » نكرد و بگرد ميدان معارضت نگرديد . هر روزه فوجى از يلان برسم تعادى « 13 » و دفع اعادى « 14 » عادى « 15 » ، بر غوارب « 16 »
« وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً »
« 17 »
هامش
[ 1 ] - عت ، ط ، نازل نزول . [ 2 ] - ط ، اطراف . [ 3 ] - ط ، اضافه دارد : و مشاجرت و منارحت . ( 1 ) - محاصره ( ر ب ) . ( 2 ) - در گرفتن ( ر ب ) . ( 3 ) - شش در خانه‌ايست كه در بازى نرد مىباشد ، چون هر يكى از كعبتين تا شش خانه نقش مىدارد . . . پس هرگاه مهره در ميان دريكه در منتهاى تخته است بند گردد و از شش خانه جانب خود به هيچ خانه رفتن نتواند رهايى آن بدون رهايى دادن حريف ديگر محال است . ( غياث ) و شش‌در حيرت تحير و سرگردانى است . ( 4 ) - و جدايى افكند ميانشان و ميان آنچه مىخواستند ( از آيهء 53 سورهء سبا ) . ( 5 ) - سست ( ر ب ) . ( 6 ) - كارزار نمىكنند با شما همگى مگر در ديه‌هاى مستحكم ( از آيهء 14 سورهء حشر ) . ( 7 ) - سد ( برهان ) . ( 8 ) - ظاهرا ج حائل ، مانع . ( 9 ) - ج حزب بكسر اول و سكون دوم ، سلاح ( ر ب ) . ( 10 ) - ج حربة ( المنجد ) . ( 11 ) - مخاصمت . ( المنجد ) ( 12 ) - مقاتله . كشش كردن ( ر ب ) . ( 13 ) - دشمنى با يكديگر ( ر ب ) . ( 14 ) - دشمنان . ( 15 ) - ستمكار ( از ر ب ) . ( 16 ) - ج غارب دوش . از بن دست تا بن گردن ( المنجد ) . ( 17 ) - سوگند به اسبان رونده كه نفس‌زننده‌اند : نفس زدنى ( آيهء 1 سورهء العاديات ) .