كردند . مرغ دو برادران [ 1 ] « 1 » پيكر آن دو برادر صيد شاهين اجل و گياه آن وادى از خون ايشان به دم الأخوين « 2 » بدل شد . « إنّ الهزيل إذا شبع مات » « 3 » . و در رابع « 4 » شهر شوّال محل موسوم به « نقره » « 5 » چون جرم فلك سيمگون مقرّ افواج زرين كمر ، و نقرهء « 6 » رقاب « 7 » و طلاى « 8 » گردنكشان مضروب مضارب « 9 » پولاد سنجان « 10 » آهنين جگر گشته از هر طرف اعداد در فضاى نقره مانند طلا « 11 » صيد شيران بىآهو « 12 » شدند .
از آتش تيز تير و سنان و برق سيوف جانستان ، قلب در قالب افاغنهء هرى « 13 » هرى « 14 » گرديد ، و ساحت پهن دشت فراخ از وجود مبارزان و مخاصمان مطار « 15 » بزاة « 16 » و فراخ « 17 » شد « 18 »
هامش
[ 1 ] - يو ، و برادران .
( 1 ) - مرغى است شكارى كوچكتر از عقاب ( برهان ) و مرغ دو برادران پيكر ، اضافهء تشبيهى است
( 2 ) - خون سياوشان ، صمغى است سرخ مايل به بنفشى . . . و گويند عصارهء گياه سرخى است ( تحفه )
( 3 ) - همانا لاغر چون سير شود بميرد ، براى كسى مثل زنند كه بىنياز شود سپس بر مردمان تكبر كند ( مجمع الامثال )
( 4 ) - چهارم .
( 5 ) - در افغانستان است نزديك تخت صفر .
( 6 ) - مغاكچهء بالاى پس كردن ( ر ب ) .
( 7 ) - ج رقبه بفتح اول و دوم ، گردن .
( 8 ) - ج طليه بضم اول و فتح سوم ، گردن و بيخ آن ( ر ب ) .
( 9 ) - ج مضرب بفتح اول و سوم ، شمشير ( ر ب ) .
( 10 ) - ج پولاد سنج ، دلاور ، مبارز ، اسلحه دار ( برهان ) .
( 11 ) - بچه گاو و گوسفند ، بچهء آهو وقت زاييدن ( ر ب ) .
( 12 ) - عيب .
( 13 ) - هرات .
( 14 ) - ترسان ، از جاى در آينده ( از برهان ) و ممكن است هرى ( گوشت نيك پخته ) باشد .
( 15 ) - جاى پرواز .
( 16 ) - ج باز ( ر ب ) .
( 17 ) - ج فرخ جوجه ( ر ب ) .
( 18 ) - بمناسبت كثرت كشتهها