در بيان تسخير هرات نزهت قرين و قلع افاغنهء ابدالى از آن سرزمين
« كذلك يفعل اللّه بالظّالمين » . سه روز بعد از نوروز [ 1 ] فيروز تنگوزئيل « 1 » مطابق سال هزار و صد و چهل و سه كه قهرمان طبيعت بعزم تسخير خطّه خاك احتفال « 2 » جنود نموده ، مبارزان شاخساران بشكستن شاخ شيخ پيران [ 2 ] دى به شاخشانه « 3 » از جا در آمدند ، و نوخاستگان ز بيع [ 3 ] « 4 » ربيع « 5 » ربيعهء « 6 » شكوفه بر سر و درع « 7 » ريعان « 8 » در بر كرده از سهبرگه « 9 » سپر و ششپر « 10 » ، و از سبزهء نوخيز دشنه و خنجر برگرفتند . سرور گردن فراز سرو بخصمافكنى قد علم كرده رايت سربلندى در عرصهء گلشن برافراخت ، و قوّت ناميه به معارضهء اهل خلاف « 11 » پيكان برگ بيد « 12 » تند كرده مفسدان شنارانگيز « 13 » شتا « 14 » را كه از خارخسك « 15 » خار و خسك « 16 » بر سر راه سپاه بهار افشانده
هامش
[ 1 ] - ط ، بعد از نوروز سه روز از
[ 2 ] - يو ، شران . عت ، سران ولى .
[ 3 ] - عت ، ط ، ربيع .
( 1 ) - سال خوك .
( 2 ) - گردآورى ( از ر ب ) .
( 3 ) - تهديد كردن و ترسانيدن ( برهان ) .
( 4 ) - عربدهجو ( ر ب ) .
( 5 ) - بهار .
( 6 ) - خود ( ر ب ) .
( 7 ) - زره .
( 8 ) - اول هر چيزى و بهتر آن ( ر ب ) . شادابى .
( 9 ) - يونجه ( نف ) .
( 10 ) - نوعى گرز آهنين شش پهلو ( نف ) .
( 11 ) - مخالفت و در آن ايهامى است به معنى ديگر آن ، بيد .
( 12 ) - ر ك ح 13 ص 40
( 13 ) - عيب ، عار ، بدى ( ر ب ) .
( 14 ) - زمستان .
( 15 ) - خارى سهپهلو ( برهان ) .
( 16 ) - خارهاى سهگوشه را گويند كه از آهن سازند و در سر راه دشمن گذارند ( برهان ) .