ستهء هفت اقليم ، ارغنون سرور بلندآواز . از كمال « 1 » غنا هر فقيرى در حصار دوران شادروان « 2 » مرواريد افراخته ، و از اوج نوا هر بينوايى در تخت طاقديس « 3 » جهان آيين جمشيدى و سرود خسروانى « 4 » ساز داده . نغمهء رهاوى « 4 » رهائى ده دلها از نقار غم ، و از شدّ [ 1 ] « 5 » شادى ، شام حجاز « 4 » و عراق نوروز عرب و عجم . مخالفين « 6 » نامؤالف « 4 » در آشكار « 4 » و نهفت « 4 » مغلوب « 4 » نالهء شب و آه سحر ، و خارجآهنگان مقام راستى مويه « 4 » كنان در دايره حيرت محيّر « 4 » كوچك و بزرگ صفاهان [ 2 ] « 7 » و تاجيك و ترك « 8 » نيشابور « 4 » را بياتا و نهارا « 9 » از فرّخ روزى « 10 » بر شهناز « 4 » و تهى مغزان كلّه خشك ، طنبورآسا به ناخن حسرت چنگ زن سينهء محنت دمساز . اوج و حضيض نغمات زير و بم بود ، و چنگ نشاط پرده در غم ، گوشه « 4 » نشينان فيلى « 11 » و نهاوند « 4 »
هامش
[ 1 ] - ط ، شدت .
[ 2 ] - يو صفهان .
( 1 ) - فرط ، نهايت ، و مؤلف كنوز نويسد نام گوشهايست از موسيقى .
( 2 ) - پردهء بزرگى را گويند مانند شاميانه و سراپرده كه در پيش در خانهء ايوان ملوك و سلاطين بكشند . و نيز شادروان مرواريد نام لحن دوازدهم است از سى لحن باربد ( برهان ) .
( 3 ) - طاق مانند و نيز نام تخت خسرو پرويز ( برهان ) و اضافه تشبيهى است .
( 4 ) - نام آهنگى است ( لغد ) .
( 5 ) - بلند و پست كردن نغمه تا وقتى كه موافق مدعا راست شود ( از برهان ) .
( 6 ) - مخالف ، نام آهنگى است ( لغد ) شعبهء اول مقام عراق ( كنوز ) .
( 7 ) - صفاهانك نام آهنگى است ( لغد ) .
( 8 ) - شعبهء دوم مقام صفاهان ( كنوز ) .
( 9 ) - شب و روز ، و بيات نام آهنگى است .
( 10 ) - فرخ روز نام آهنگى است ( لغد ) .
( 11 ) - دهى است نزديك خرم شهر و دهى است نزديك مويزه و خرمآباد لرستان را خرمآباد فيلى مىگفتند شايد بخاطر نزديك بودن آن بدين قريه و براى امتياز از خرمآباد شهسوار .