تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
تماشا مىگشت ، و خورشيد اشرفى شاه‌جهانى « 1 » نثار مىنمود . قمر از اتّصال « 2 » به نحوى زهره را تنگ در بغل گرفته بود كه اگر ماه نو مىشد ، آغوش خالى نمىكرد ، و سعد اصغر « 3 » به نوعى با مشترى گرم نظربازى بود كه اگر سالى مىگذشت نظر از آن بر [ 1 ] نمىگرفت . آسمان پنجه‌كش « 4 » آفتاب را گرما گرم از تنور افق برآورده براى نهارى « 5 » آماده ساخته ، و فلك از دانه‌هاى كواكب تنقّلات [ 2 ] زرافشان ريخته و پرداخته . آتشباز گردون موشك شهاب مىانداخت و مهتابى « 6 » ماه مىسوخت ، و انجمن‌آراى دوران بر طاق‌نماى اطباق سماوات از كهكشان چوب‌بندى كرده بمفاد
« وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ »
« 7 » از انجم چراغان مىافروخت . لعبتگر جهان در پس پردهء شب‌بازى ليل از صورت ماه عروسك‌بازى مىكرد ، و هندوى ملاعب شب از بيضهء صبح ، مرغ آتش‌خوار خور ، بدر مىآورد .
هامش
[ 1 ] - ط ، باز بر . [ 2 ] - ط ، نقلات . ( 1 ) - منسوب به شاهجهان معروف ( از كنوز ) . ( 2 ) - اتصال و انصراف با نگريستن ستارگان و بروج است به يكديگر . چون دو كوكب به يكى برج باشند يا به دو برجى نگرنده چون درجهاء ايشان راست شوند و يكى عدد گردند متصل باشند . . . و آنكه فلكش فروتر است او همىپيوندد بدان كوكب كه فلكش برتر است . . . و زينجهت قمر بر همهء ستارگان همىپيوندد ( التفهيم ص 475 ) . ( 3 ) - زهره ( كنوز ) . ( 4 ) - نوعى نان برشته و نازك ، قسمى نان گرده ( لغد ) و پنجه‌كش آفتاب اضافهء تشبيهى است . ( 5 ) - ناشتايى ( از برهان ) . ( 6 ) - يا پياله مهتاب ظرفى كه در آن مخلوط شوره و گوگرد ريخته و در عيدها و سورها آتش بر آن نهند ، نورى چون ماهتاب دهد . و مهتابى ماه اضافهء تشبيهى است . ( 7 ) - و هرآينه آراستيم آسمان فرودين را به چراغها ( از آيهء 5 سورهء ملك ) .