مَشارِبُ »
« 1 » و مواضع
« رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ »
« 2 » و
« رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ »
« 3 » در ريف « 4 » و خيف « 5 » معيّن و مقرّر گرديد .
اذا حضر الشّتاء فانت شمس * و ان حضر المصيف فانت ظلّ « 6 »
در بيان عروسى رضا قلى ميرزا به لطف خداوند جل شأنه
و
« إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ »
« 7 » چون درّهء والاگوهر صدف سلطنت و دخت بيدخت « 8 » منظر خاندان عصمت و عفّت خواهر قدسيّهء حضرت شاه طهماسب مخطوبهء « 9 » شاهزاده رضا قلى ميرزا بود در صنابير الشّتاء « 10 » كه مشّاطهء [ 1 ] دى وشايح « 11 » بلورين بر قامت صنوبر و صنابير « 12 » و هياكل گلها ، و ما احسن شمائلها و كلاكلها « 13 » ؛ آويخته و روى زمين را
هامش
[ 1 ] - ط ، شاطه .
( 1 ) - و آنها راست در آن ( چهارپايان ) سودها و آشاميدنيها ( از آيهء 73 سورهء يس ) .
( 2 ) - سفر زمستان و تابستان ( از آيهء 2 سورهء قريش ) .
( 3 ) - زمين بلند كه بر آن آرام توان گرفت ( از آيهء 52 سورهء مؤمنون ) .
( 4 ) - زمين با كشت و علف ( ر ب ) .
( 5 ) - دامنه ( از ر ب ) .
( 6 ) - اگر بيايد زمستان پس تو آفتابى و اگر بيايد تابستان جاى ، تو سايهاى .
( 7 ) - همانا بر ماست بيان كردن آن ( از آيهء 19 سورهء القيامة ) .
( 8 ) - ستارهء زهره ( برهان ) .
( 9 ) - خواستگارى شده ( ر ب ) .
( 10 ) - سختى سرما ( ر ب ) .
( 11 ) - ج وشاح بضم يا كسر اول ، حميل ، يعنى دو رشتهء منظوم از مرواريد و جواهر كه . . . زنان از گردن تا زير بغل آويزند ( ر ب ) .
( 12 ) - ج صنوبر ، خرما بن كمبار برهنه شاخ باريك ساق ( از ر ب ) . ما سوره . . . كه بر آب دستان و خنور نهند و از آن آب خورند ( از ر ب ) .
( 13 ) - چه زيباست شكل و سينهء آن .