تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
در آفاق اشتهار داشتند ، از جواب اين غفلت خرسان « 1 » ، و از بيغار « 2 » بىعارى ترسان بودند ، شاهزاده « رضا قلى ميرزا » را واسطهء عرض ساختند . در اوايل ماه صفر اين خبر باخبار چاپاران شاهزاده به خديو نيك اختر رسيده بعزم اينكه پاداش اين ناداشتى « 3 » را به آن فوج عاند « 4 » عايد سازند ، با جيش جائش « 5 » و جأش « 6 » ثابت و قلب دائب « 7 » و راى ثاقب و حزم شامخ و عزم راسخ .
عزمات يرضّ منها رضوى * و يكاد الوليد منها يشيب [ 1 ] « 8 »
فلشمس النّهار منها وجوب * و لقلب الزّمان منها وجيب [ 2 ] « 9 »
شقّه‌گشاى رايت ميمون و مرحله‌پيماى وادى
« فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ »
« 10 » شدند . ماهچهء لواى فلك فرسا به حكم
« سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ »
« 11 » شهرها را بسان ماه جهانتاب
« غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ »
« 12 » برسم اسراء « 13 » و تعريس « 14 »
هامش
[ 1 ] - يو ، نشيب . [ 2 ] - يو ، اين بيت را ندارد . ( 1 ) - ج اخرس ، گنگ ( ر ب ) . ( 2 ) - سرزنش ( برهان ) . ( 3 ) - بىشرمى ( برهان ) . ( 4 ) - بازگردنده از حق ( ر ب ) . ( 5 ) - جوشان ( ر ب ) . ( 6 ) - دل ( ر ب ) . ( 7 ) - سخت كوشنده ( ر ب ) . ( 8 ) - عزمهايى كه خرد مىشود از آن ( برابر سنگينى و استوارى آن ) رضوى ( كوهيست به مدينه ) و نزديك است كه كودك از ( هول ) آن پير شود . ( 9 ) - پس آفتاب روز را از آن غروبست و دل زمانه را از آن لرزيدن ( است ) . ( 10 ) - پس همانا ما از آنان انتقام‌گيرنده‌ايم ( از آيهء 40 سورهء زخرف ) . ( 11 ) - بگرديد در آنها شبها و روزها در حال ايمنى ( از آيهء 17 سورهء سبا ) . ( 12 ) - رفتن آن به بامداد يك ماه راه و شامگاه يك‌ماهه راه ( از آيهء 11 سورهء سبا ) . ( 13 ) - رفتن بشب ( ر ب ) . ( 14 ) - در آخر شب فرودآمدن ( ر ب ) .