تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
رايت مماصعت [ 1 ] « 1 » و مقارعت « 2 » برافراخت . هر چند كه ببر در برّ و نهنگ در بحر و پلنگ در كوه و شير در بيشه و ثعبان در غار و سمندر « 3 » در نار و عنقا در « قاف » از بأس دليران خراسان [ 2 ] هراسان بودى ، ليكن چون در آن وغا « 4 » زيان غازيان مقدّر بود برخى در مقام برخى « 5 » ، نقد عمر بىبدل بذل ، و بذل فرار از موقف نزال « 6 » كه شيوهء انذل « 7 » أنذال « 8 » است رضا نداده از بحر حسن نيّت جالب و نيهء « 9 » « التّجلّد لا التّبلّد و المنيّة لا الدّنيّة » « 10 » گشتند ، و بعضى از خوف قنات « 11 » آبدار سر خود را بجوف قنات آبدار انداخته [ 3 ] قنوهء « 12 » نام و ننگ به آب دادند . بجاى آب خون بىگناهان حقير از فقير « 13 » روان شد ، و رشتهء كاريزهاى خراب و آبادان بلآلى غلطان أبدان مسمّط « 14 » گرديد . از مضاربهء « 15 » كثير المضارّ « 16 » اين مضاربه « 17 » در ناحيهء خواجه ربيع « 18 » بيع جنس جان از تيغ جيش اعدا رواج يافت و از تجارت بىتجارب اين تحارب
هامش
[ 1 ] - ط ، اضافه دارد : و ممازعت . [ 2 ] - ط ، خراسان خور آسان . [ 3 ] - ط ، انداختند و ( 1 ) - با هم كوشش نمودن ( ر ب ) . ( 2 ) - واكوفتن دليران بعضى مر بعضى را ( از ر ب ) . ( 3 ) - جانوريست كه در آتش متكون مىشود گويند مانند موش بزرگى است و چون از آتش برمىآيد مىميرد ( برهان ) ! ( 4 ) - وغى ، كارزار . ( 5 ) - فدا شدن . ( 6 ) - فرودآمدن دو گروه با هم در حرب ( ر ب ) . ( 7 ) - فرومايه‌تر . ( 8 ) - ج نذل بفتح اول و سكون دوم ، فرومايه ( ر ب ) . ( 9 ) - مرواريد يا رشتهء مرواريد ( ر ب ) . ( 10 ) - به تكلف چابكى كردن نه بتكلف متحير شدن و دريغ خوردن و مردن نه پستى ( پذيرفتن ) از گفتار اوس بن حارثه است به فرزند خود و در مجمع الامثال و لا التبلد و لا الدنية آمده است . ( 11 ) - قناة ، نيزه . ( 12 ) - ورزش . كسب‌شده ( ر ب ) . ( 13 ) - دهانهء كاريز . آبراههء كاريز ( ر ب ) . ( 14 ) - در رشته كشيده . ( 15 ) - بازرگانى كردن بمال ديگرى چنان كه كسى سرمايه به ديگرى دهد تا با آن تجارت كند و در سود آن شريك باشد . ( 16 ) - پرزيان . ( 17 ) - به شمشير زدن يكديگر را . ( 18 ) - مقبرهء ربيع بن خيثم از تابعين ، و در يك فرسنگى مشهد است .