بتعاقب ايشان ايلغار « 1 » ميشى كرده چون آن گروه گربز « 2 » جز گريز گزيرى نديده بودند به كسيب « 3 » و اولجا « 4 » نه پرداخته [ 1 ] « السّلامة احدى الغنيمتين » « 5 » را غنيمت شمرده [ 2 ] خيرها [ 3 ] بشرّها و شرّها . بخيرها گويان خود را بمأمن نجات رسانيدند .
موكب مظفّر عازم قلعهء « سنگان » « 6 » گشته با افاغنهء آنجا جنگ سنگين و أعلام نصرت را به خون اعدا رنگين كرده غنايم بىحد متصرف و به سمت مشهد مقدس منصرف گشتند .
هامش
[ 1 ] - ط ، نپرداختند .
[ 2 ] - يو ، شمرد .
[ 3 ] - عت ، مثل خيبرها .
( 1 ) - بسرعت بر فوج دشمن دويدن ( غياث ) .
( 2 ) - مكار . محيل . ( برهان ) .
( 3 ) - غارت و چپاول ، لغت تركى است ( حواشى ) به چند فرهنگ تركى مراجعه كردم و يافت نشد شايد كسب ( تركى ) بفتح اول و كسر دوم بمعنى يد از مصدر كسماق ( تركى ) .
( 4 ) - غارت لغت مغولى است ( سبكشناسى ج 3 ص 244 ) .
( 5 ) - سلامت يكى از دو غنيمت است . در مجمع الامثال جزء امثال مولدين آمده است .
( 6 ) - گرچه در همهء نسخهها سنگانست ولى ظاهرا رباط سمنگان مقصود است .