تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
« حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
« 1 » « سحابة صيف عن قليل تقشّع » « 2 » . پس جناب نادرى بر وجه رايق و فايق ، راتق « 3 » و فاتق « 4 » جميع مهمّات و ملمّات « 5 » ملكى و ملكى گشته در امّهات « 6 » امور ممالك عقيم « 7 » ، فحولانه بكوشيد و در اصلاح ملك سقيم حكيمانه اصابت به كار برد ، و جهان شوريده را ضمير آفتاب آسايش به حدى آسايش داد كه در عهد و زمانش ساحت ارض را زمين « 8 » نمىتوانست گفت و عالم آشفته را راى جهان‌آرايش به نوعى آرايش بخشيد كه در دور ضمانش [ 1 ] « 9 » خبر زمانه [ 2 ] « 10 » از زمانه نمىتوانست شنفت [ 3 ] :
يا من أعاد رميم الملك منشورا « 11 » * و ضمّ بالرّأي أمرا كان منشورا « 12 »
أنت الامير و إن لم تؤت منشورا « 13 » * و الملك بعدك ان لم تؤتمن شورى « 14 »
هامش
[ 1 ] - نو ، زمانش . [ 2 ] - ط ، زمانه را . [ 3 ] - عت ، نو اضافه دارد : شعر ( 1 ) - ( و ) نابود شد آنچه كردند و باطل است آنچه مىكردند ( از آيهء 19 سورهء هود ) . ( 2 ) - ابر تابستان كه به زودى پراكنده مىشود . مثلى است كه براى منقضى شدن چيزى بسرعت زنند . ( مجمع الامثال ) . ( 3 ) - افا ، از رتق بستن . ( 4 ) - افا ، از فتق گشودن و رتق و فتق بمعنى انجام ، به كار رود . ( 5 ) - ج ملمة بضم اول نازلة ، بلا . ( 6 ) - ج ام كه ها بر آن افزوده شده ، اصل هر چيز و عماد آن . ( ر ب ) . ( 7 ) - نازا ، بىنتيجه ، بىسود ، و لطف تناسب آن با امهات ، آشكار است . ( 8 ) - بر جاى مانده ( ر ب ) . بيمارى معروف و مقصود ناامنى و آشوب است . ( 9 ) - ضمانت ، پذرفتارى و مقصود تكفل امور است . ( 10 ) - بر جاى ماندن ، بيمارى . ( 11 ) - اى كسى كه بازگرداندى كشور پوسيده را به زندگى . ( 12 ) - و فراهم كرد بتدبير كارى را كه پراكنده بود . ( 13 ) - تو اميرى اگر چه فرمانى نداشته باشى . ( 14 ) - و كشور پس از تو اگر بر تو اعتماد نمىشد شورى بود ( اشعار از ابو الفتح بستى بنقل يتيمة الدهر ثعالبى ج 4 ص 217 ) .