تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
خاقان بىنظير بعد از ظهور اين فتح دلپذير به خداى يگانه دوگانهء شكر ادا كرده با لشكر ستيزه‌گر چهار طرف قلعه را بسر پنجهء ضبط درآورده غلغلهء نشاط به شش جهة گيتى در افكندند و همان شب فيض‌ياب قبلهء هفتم و كعبهء هشتم كه جامهء روپوشش اطلس چرخ نهم [ 1 ] و چاكر خاكروب درگاهش عقل دهم « 1 » است [ 2 ] گشتند . روز ديگر بر سر ارك شورش يورش انداخته چون رگ بلا در بلارك « 2 » جند منصور متصوّر مىبود بمفاد
« إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ »
« 3 » ، ملك محمود به آستان ملك‌پاسبان مولاى انس و جان شتافت و بعطف « 4 » عطاف « 5 » عاطفت خاقانى توسّل جسته آفتاب عفو بر گريوهء [ 3 ] « 6 » جانش تافت اگر چه در اين عرصهء [ 4 ] پرفرازونشيب بسبب نسبت تشبّث بسيب « 7 » عطاى خديو نسيب « 8 » چند روزى مكنت بقا نصيب يافت ، امّا بنا بر بعضى بواعث آخر بتيغ قهر مكبّت « 9 » و مكبّب « 10 » و صحيفهء عمرش بكلك فنا مكتّب « 11 » شد و بكنه نكتهء :
هامش
[ 1 ] - يو ، اضافه دارد ، است . [ 2 ] - يو ، از كلمهء و چاكر ، تا اينجا را ندارد . [ 3 ] - يو ، عفور گريوه . [ 4 ] - يو ، عرضه . ( 1 ) - به عقيدهء حكماء قديم عقل دهم آخرين عقل از سلسلهء عقول طوليه است كه از عقل نهم صادر مىشود و در مرتبهء نهم است از افلاك يعنى فلك قمر و آن را عقل فعال نامند و در لسان اهل شرع جبرئيل است و اين عقل مؤثر در هيولاى عالم سفلى است و صور و نفوس اعراض را عناصر و تركيبات افاضه كند ( از كشاف اصطلاحات الفنون ) . ( 2 ) - شمشير بسيار جوهر ( برهان ) . ( 3 ) - ( و ) چون بسايد انسان را زيانى بخواند پروردگارش را بازگشت كنان بسوى او ( آيهء 11 سورهء زمر ) . ( 4 ) - كرانه ، جانب ( ر ب ) . ( 5 ) - چادر ( ر ب ) و عطاف عاطفت اضافهء تشبيهى است ( 6 ) - كوه پست . پشته . ( برهان ) . ( 7 ) - دهش . ( ر ب ) . ( 8 ) - صاحب نژاد ( ر ب ) . ( 9 ) - هلاك ، به خاك افتاده ولى بدين معنى فقط ثلاثى مجرد استعمال شده و باب تفعيل آن ديده نشد . ( 10 ) - كباب‌شده ( تج ) . ( 11 ) - نوشته شده . ( ر ب ) .