تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

« در بيان تسخير مشهد مقدس »

« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ »
« 1 » . چون خداوند بىچون جلّ شانهء ماشطهء سايه آن جناب را صانه اللّه عمّا شانه « 2 » شانه‌كش طرّه پريشانى ايام ساخت نخست به حكم [ 1 ] :
سافر فإنّ اللّيث لمّا غاب عن * غاب حواه أشبع الأشبالا « 3 »
براى اخماد « 4 » شرار شرار « 5 » كه از مرخ و عفار « 6 » شرارت اشرار ، و مرو [ 2 ] « 7 » و مقدحهء « 8 » تقاضاى ليل و نهار در خاك « مرو » به كرهء نار پيوسته بود ، به انديشه « انّ الفرص تمرّ مرّ السّحاب » « 9 » با فوجى موّاج روان‌تر از آب به آن سمت روان شد . ملك محمود بنا بر شدّت اختلال امور مرو ، تمثال انصراف موكب و الا را در آيينهء تمثال « 10 » « حتّى يجىء نشيط من مرو » « 11 » ممثّل و مصوّر مىيافت ، بعرصهء
هامش
[ 1 ] - ط اضافه دارد ، شعر . [ 2 ] - يو ، مردود ، عت ، مرد . ( 1 ) - ما مىخوانيم بر تو بهترين داستانها را ( از آيهء 3 سورهء يوسف ) . ( 2 ) - نگاه دارد خدا او را از آنچه زشت كند او را . ( 3 ) - سفر كن پس همانا شير چون غايب شود از بيشه‌ها كه فرا گرفته است آن را سير ساخته است بچه‌هاى خود را . ( 4 ) - خاموش كردن . ( 5 ) - ج شر . ( 6 ) - مرخ و عفار دو چوب آتشزنه است مرخ چوب پائين و عفار چوب بالائى ( ر ب ) . ( 7 ) - ج مروه بفتح اول و دوم ، سنگ آتش‌زنه ( از رب ) . ( 8 ) - آهن ، چقماق . ( ر ب ) . ( 9 ) - همانا فرصت‌ها مانند ابر مىگذرد . ( 10 ) - مثل آوردن . ( ر ب ) . ( 11 ) - نشيط غلام زياد بن ابى سفيان بود و بنايى مىكرد و چون از كار خويش خشنودى نداشت پيش از شرفه ساختن خانهء زياد بگريخت ، سپس زياد را گفتند چرا شرفهء خانهء خود را نمىسازى ؟ گفت : حتى . . . و اين گفته براى هر كار ناتمام مثل شد . ( مجمع الامثال ) .