فى حبّه قلب » « 1 » ، و جاهى وجيه و فهمى نبيه « 2 » و وجهى موثق و بأسى موبق داشت .
در پيش چين جبينش فغفور چين دست از پا خطا نمىتوانست نمود ، و با گره ابرويش بمفاد [ 1 ]
« لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ »
« 3 » فرماندهان دهان [ 2 ] به لا « 4 » و نعم « 5 » نمىتوانستند گشود . الحق از صدف « دره جز » « 6 » درّه نادرهاى جز [ 3 ] گوهر شاهوارش بر بساط امكان متلألئ نگشته . كوكب كوكبهاش را جناب [ 4 ] حياتبخش ،
هامش
[ 1 ] - ط ، مفاد .
[ 2 ] - يو ، ندارد .
[ 3 ] - يو ، دره دره نادره جز .
[ 4 ] - ط ، خياب .
( 1 ) - گويا دلهاى مردمان در دوستى او يكدلست ، يعنى در محبت او يكدل هستند .
( 2 ) - متذكر . ياددار ، يادآور .
( 3 ) - سخن نمىگويند مگر آنكه دستورى داده او را ( از آيهء 38 سورهء انبيا ) .
( 4 ) - نه .
( 5 ) - آرى .
( 6 ) - دره گز از شهرستانهاى استان نهم از توابع قوچان بوده است و قريهاى كه مولد نادر است از مضافات اين شهرستان است .