خاقان سعيد « 1 » را با مصفّحهء [ 1 ] « 2 » خضرا « 3 » صفحهء « 4 » بيضا « 5 » حمرا « 6 » ساخت .
شعر :
پر هماى يابد فرّ هما نيابد * قصاب اگر بهندى بسمل كند هما را
و چون خديو مغفور از دست ساقى قضا [ 2 ] قضاير « 7 » شهادت در كشيد و شادروان « 8 » تخت و گاه [ 3 ] را به تختهء كاهو « 9 » بدل ساخته ، ماه تمام عمرش به منزل غفر « 10 » غفران ، انتقال نمود [ 4 ] . زمانهء عابس « 11 » در اين ماتم غم اكتساب « 12 » ، اكتسا « 13 » به كساء « 14 » عباسيان « 15 » كرده و پردگيان موىكنان ، روخراش [ 5 ] ، مويه كنان ، در خروش آمدند و مخدّرات مريم سيرت به تمنّاى
« يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا »
« 16 » نوحهسرا گشتند . صبح تفته درون سينه چاك كرده قطرات انجم
هامش
[ 1 ] - يو ، عت مصحفه .
[ 2 ] - يو ، ندارد .
[ 3 ] - ط ، تختگاه .
[ 4 ] - ط ، نموده .
[ 5 ] - ط ، روى .
( 1 ) - شاه سلطان حسين
( 2 ) - شمشير پهن ( ر ب ) .
( 3 ) - سبز .
( 4 ) - رخسار . ( ر ب ) .
( 5 ) - سپيد .
( 6 ) - سرخ .
( 7 ) - اين كلمه در كنز اللغات ، كاسههاى چينى معنى شده ولى به فرهنگهاى ديگر بمواضع محتمل رجوع كردم و نيافتم و معلوم نشد ماده كلمه چيست .
( 8 ) - پردهء بزرگى كه در پيش در خانه و ايوان ملوك كشند . فرش منقش و بساط بزرگ گرانمايه . ( از برهان ) .
( 9 ) - جنازه ، تابوتى كه گبران مرده را در آن گذارند . ( برهان ) . مصحح برهان اين كلمه را مصحف دانسته است ( ر ك حاشيهء برهان مصحح آقاى دكتر معين ) .
( 10 ) - يكى از منازل قمر است و از آن جهت كه اين كلمه در خط شبيه غفران است ، آن را به كار برده .
( 11 ) - ترشرو .
( ر ب ) .
( 12 ) - غمآلود ، غمفزا .
( 13 ) - جامه پوشيدن ، پوشش .
( 14 ) - ج كسوة ، جامهء پوشيدنى .
( 15 ) - سياه ، از آن جهت كه لباس سياه شعار عباسيان بود .
( 16 ) - كاش مرده بودم پيش از اين و بودم چيزى پست واگذاشته ( از آيهء 23 سورهء مريم ) .