قياساتها معها « 1 » ، خيال استنتاج « 2 » تاج و تخت پخت [ 1 ] و از برگشتگى بخت ، بحب رياست شيوهء تونيان « 3 » را پيشنهاد نهاد ساخته از قلعهء تون از راه حقناشناسى و ناسپاسى بمشهد [ 2 ] طوس شتافت و بر خلاف رقبه « 4 » ، رفته رفته رقبهء « 5 » رقية « 6 » از ربقه « 7 » تافته ز قبهء « 8 » معاصات « 9 » و مناصات « 10 » مسلوك داشت ، و بىسبب « 11 » ، سبب « 12 » اطاعت را گسيخت و چون [ 3 ] در [ 4 ] نسب [ 5 ] سگزى « 13 » بود ، بحسب نيز خود را سگزىّ « 14 » ساخت .
تاتاريه هم غبار فتنه را در مرو شاهيجان « 15 » هيجان داده ، به دولت شاهى ، جانى « 16 » شدند و تركمانيهء دشت نيز دست تطاول از جيب درآورده ، از خبث درون ولايت
هامش
[ 1 ] - يو ، و پخت . نو ، و تخت بخت .
[ 2 ] - ط ، مقدس طوس .
[ 3 ] - ط ، چون .
[ 4 ] - ط ، ندارد .
[ 5 ] - عت ، نسبت .
( 1 ) - پس اين قضيههاست كه قياسهاى آن همراه آنست ، يعنى بديهى است و نياز بدليل ندارد .
اين اصطلاحى است در منطق و در مورد قضايائى گفته مىشود كه براى اثبات آن ترتيب مقدمتين ( تشكيل قياس ) بخاطر اخذ نتيجه لزومى ندارد ، بلكه خود قضيه از بديهياتست چون ( الكل اعظم من الجزء )
( 2 ) - بهره خواستن ، بهره گرفتن ، بدست آوردن و لفظ استنتاج را به تناسب اصطلاحات منطقى چون :
ترتيب مقدمات نامنتج ، قضاياى غير ممكنه ، تصور . . . به كار برده است .
( 3 ) - تونى ، دزد و عيار و راهزن باشد . ( برهان ) .
( 4 ) - چشم داشت . انتظار . ( ر ب ) .
( 5 ) - گردن .
( 6 ) - رقيت ، بندگى .
( 7 ) - يك گوشه از رسن ( ر ب ) .
( 8 ) - راه تنگ ( ر ب ) .
( 9 ) - نافرمانى كردن ( ر ب ) .
( 10 ) - چنين است در تمام نسخ ، مناصات را بعض قواميس بمعنى موى پيشانى يكديگر را گرفتن ، معنى كردهاند . و مناسبت آن معلوم نشد ، شايد مقاصات - مقاصاة است ، بمعنى دورى و تباعد .
( 11 ) - علت .
( 12 ) - رسن . ( ر ب ) . رشته ، رابطه .
( 13 ) - منسوب به سگز - سيستان . ( برهان ) .
( 14 ) - مركب از سگ + زى - شعار ، سگ صفت . سگ روش .
( 15 ) - مرو شه جهان ، شاهجهان ياقوت نويسد : مرو بزرگ و مشهورترين شهرهاى خراسانست .
( 16 ) - جنايتكار ، گناهكار ، عاصى .