تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
قياساتها معها « 1 » ، خيال استنتاج « 2 » تاج و تخت پخت [ 1 ] و از برگشتگى بخت ، بحب رياست شيوهء تونيان « 3 » را پيشنهاد نهاد ساخته از قلعهء تون از راه حق‌ناشناسى و ناسپاسى بمشهد [ 2 ] طوس شتافت و بر خلاف رقبه « 4 » ، رفته رفته رقبهء « 5 » رقية « 6 » از ربقه « 7 » تافته ز قبهء « 8 » معاصات « 9 » و مناصات « 10 » مسلوك داشت ، و بىسبب « 11 » ، سبب « 12 » اطاعت را گسيخت و چون [ 3 ] در [ 4 ] نسب [ 5 ] سگزى « 13 » بود ، بحسب نيز خود را سگزىّ « 14 » ساخت . تاتاريه هم غبار فتنه را در مرو شاهيجان « 15 » هيجان داده ، به دولت شاهى ، جانى « 16 » شدند و تركمانيهء دشت نيز دست تطاول از جيب درآورده ، از خبث درون ولايت
هامش
[ 1 ] - يو ، و پخت . نو ، و تخت بخت . [ 2 ] - ط ، مقدس طوس . [ 3 ] - ط ، چون . [ 4 ] - ط ، ندارد . [ 5 ] - عت ، نسبت . ( 1 ) - پس اين قضيه‌هاست كه قياسهاى آن همراه آنست ، يعنى بديهى است و نياز بدليل ندارد . اين اصطلاحى است در منطق و در مورد قضايائى گفته مىشود كه براى اثبات آن ترتيب مقدمتين ( تشكيل قياس ) بخاطر اخذ نتيجه لزومى ندارد ، بلكه خود قضيه از بديهياتست چون ( الكل اعظم من الجزء ) ( 2 ) - بهره خواستن ، بهره گرفتن ، بدست آوردن و لفظ استنتاج را به تناسب اصطلاحات منطقى چون : ترتيب مقدمات نامنتج ، قضاياى غير ممكنه ، تصور . . . به كار برده است . ( 3 ) - تونى ، دزد و عيار و راهزن باشد . ( برهان ) . ( 4 ) - چشم داشت . انتظار . ( ر ب ) . ( 5 ) - گردن . ( 6 ) - رقيت ، بندگى . ( 7 ) - يك گوشه از رسن ( ر ب ) . ( 8 ) - راه تنگ ( ر ب ) . ( 9 ) - نافرمانى كردن ( ر ب ) . ( 10 ) - چنين است در تمام نسخ ، مناصات را بعض قواميس بمعنى موى پيشانى يكديگر را گرفتن ، معنى كرده‌اند . و مناسبت آن معلوم نشد ، شايد مقاصات - مقاصاة است ، بمعنى دورى و تباعد . ( 11 ) - علت . ( 12 ) - رسن . ( ر ب ) . رشته ، رابطه . ( 13 ) - منسوب به سگز - سيستان . ( برهان ) . ( 14 ) - مركب از سگ + زى - شعار ، سگ صفت . سگ روش . ( 15 ) - مرو شه جهان ، شاهجهان ياقوت نويسد : مرو بزرگ و مشهورترين شهرهاى خراسانست . ( 16 ) - جنايتكار ، گناهكار ، عاصى .