تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
زده در هر باب ، باب عشرت مىگشادند ، و اوانى ، استلذاذ صيد را « 1 » شاهين تيزچنگ بربط افكنده در حقيقت شهباز دولت را از دست مىدادند بكرة و عشيا « 2 » از باكره « 3 » و باكوره « 4 » لذّت‌انديش و با عيش رافغ « 5 » ، رافع غيش « 6 » بوده فقاع مىگشودند « 7 » و فقاع مىكشيدند [ 1 ] « 8 » و غدوّا و آصالا « 9 » در جامهء زر ، جامهء زر « 10 » پيموده ، به همدمى جام ، آواز [ 2 ] چامه و ناى نى در صبوح « 11 » و غبوق « 12 » به اوج عيّوق « 13 » مىرسانيدند . حب « 14 » حب « 15 » حبائب [ 3 ] « 16 » « أخلف من نار الحباحب » « 17 » ، به نوعى بر زمين دل افشاندند ، كه دست از همه فشانده [ 4 ] يكسو كشيدند
« وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ »
« 18 »
هامش
[ 1 ] - يو ، اين جمله را ندارد . [ 2 ] - ط ، آوازه . [ 3 ] - يو ، حب حبايب . [ 4 ] - نو ، ط ، افشانده . عت ، ندارد . ( 1 ) - راء معنى تعليل دهد : براى لذت بردن از صيد . ( 2 ) - بامدادان و شامگاهان . ( 3 ) - دوشيزه . ( 4 ) - ميوهء تازه‌رس . نوبر . ( 5 ) - فراخ ، وسيع . ( ر ب ) . ( 6 ) - ر ك ح 26 ص 13 ( 7 ) - فقاع گشودن ، تفاخر كردن . لاف زدن ( برهان ) . ( 8 ) - كشيدن - خوردن . و فقاع شراب خام كه از جو و مويز و جز آن سازند . ( ر ب ) . ( 9 ) - بامداد و شامگاه . ( 10 ) - صراحى شراب . ( 11 ) - شرابى كه بوقت بامداد خورده مىشود . ضد غبوق ( غياث . لغد ) . ( 12 ) - شراب شبانگاه ( ر ب ) . ( 13 ) - ستاره‌ايست خرد ، روشن ، سرخ رنگ ، به طرف راست كهكشان كه پيرو ثريا باشد . ( ر ب ) . ستاره‌ايست بر بازوى ممسك الاعنه ( از التفهيم ص 102 ) . دورترين ستاره نسبت به زمين فاصلهء نورى آن چهل سال است و از بزرگترين ستارگان و درخشان‌ترين ستاره و بسيار بزرگتر از خورشيد است ( از لاروس . ) ( 14 ) - دانه . ( 15 ) - دوستى . ( 16 ) - ج حبيبة . ( نف ) . ( 17 ) - و اخلف من وقودا بى حباحب . و ابى حباحب مردى بخيل بود كه شب آتش نمىافروخت مبادا كسى از آن بر دارد و اگر آتشى مىافروخت و كسى را مىديد كه خواهان روشنى گرفتن از آنست آتش را خاموش مىساخت ( از مجمع الامثال ) و در اينجا مقصود ثبات و پايدارى است . ( 18 ) - و آنان در بىخبرى روى گردانند ( از آيهء 1 سورهء انبياء ) .