تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
ابواب مفاتح « 1 » مقابح « 2 » گشودند . آفتاب رويان سايه‌پرستى « 3 » گزيدند ، و مجاهدان غازى [ 1 ] « 4 » با لوليان « 5 » غازى « 6 » معاشقت ورزيدند . وارستگان رستم لقب از شوق زال زر « 7 » مبتلاى سام « 8 » ، و از غم سام « 9 » زال زر « 10 » شدند . و آزادگان تجرّد كيش بندهء حرّ [ 2 ] « 11 » متاع گشته [ 3 ] بخزّ و كيش « 12 » تن [ 4 ] آراستند . پشمينه قبايانى كه در بىرنگى « 13 » ثانى بانى مسجد قبا « 14 » مىبودند ، در لباس تلبيس جلوه آغازيدند . و زهدپيشگانى كه خود را تالى « مالك دينار » « 15 » مىدانستند بحبّ دينار ، وادى نار اختيار كرده ، در عشق ذهب « 16 » به حرام ذاهب « 17 » گرديدند و للنّاس فيما يعشقون مذاهب . « 18 » . از گردش زمان ، زمانى گرديد كه پيشوايان ساده ، پيرو [ 5 ] ساده‌رخان عريضة [ 6 ] الوسادة « 19 » گشته در حسرت مرد « 20 » مىمردند و فضلاى بلد از بلادت « 21 » ، بيضهء « 22 »
هامش
[ 1 ] - ط ، عارضى . [ 2 ] - نو ، حمر . [ 3 ] - ط ، گشتند . [ 4 ] - يو ، تن ، ندارد . [ 5 ] - ط ، سادهء پير . [ 6 ] - عت ، عريضهء . ( 1 ) - ج مفتح گنجينه . خزانه ( ر ب ) . ( 2 ) - زشتيها . ( 3 ) - فسق و فجور ( برهان ) . ( 4 ) - جنگجو . ( 5 ) - ج لولى ، روسبى ، فاحشه ( برهان ) . ( 6 ) - فاحشه ( برهان ) . ( 7 ) - اضافه ، تشبيهى ، طلاى سپيد . ( 8 ) - ورم دماغى . ( برهان ) . و نيز سام پدر زال است . ( 9 ) - ج سامة ، زر و سيم . ( 10 ) - زال زر پير فرتوت . ر ك ح 1 ص 999 برهان مصحح آقاى دكتر معين . ( 11 ) - برگزيدهء هر چيز و بهتر آن . ( ر ب ) . ( 12 ) - نوعى از جامه بود كه از كتان بافند . نام جانورى كه از پوست آن پوستين كنند ( برهان ) . ( 13 ) - تجرد ، سادگى . ( 14 ) - قبا دهى است بر دو ميلى مدينه و مسجد بنام آن معروف است و آن را مسجد تقوى گويند ، و آن مسجد را مهاجران و انصار پيش از رسيدن پيغمبر به مدينه بنا كردند ( معجم البلدان ) و ابن اثير بناى آن را در سال اول هجرت داند . ( 15 ) - مالك بن دينار بصرى مكنى بابى يحيى از روات حديث و از عباد است به سال 131 ه . ق درگذشت . ( 16 ) - طلا ، زر . ( 17 ) - رونده . ( 18 ) - و مردمان را در چيزى كه دوستى ( بدان ) مىورزند راههاست . ( 19 ) - بسيار خواب ، خوش خواب . ( تج ) و ساده مخده بود و اين عبارت كنايه است . ( 20 ) - ج امرد ، ساده‌زنخ . ( 21 ) - كندى خاطر ( ر ب ) . نادانى . ( 22 ) - جماعت ( ر ب ) . بيضهء اسلام ، جامعهء مسلمانان .