از [ 1 ] جور مخاصمان « اصمّ اللّه صداهم » « 1 » بجاى تسجاع « 2 » فواخت « 3 » آواز صدا « 4 » و صداى بوم ، از بوم و بر آن ملك ويران برخاست و كنگرهاى « 5 » جغد « 6 » و جغدهاى « 7 » كنگره « 8 » در سراهاى بىبانى و بناهاى بىبانو [ 2 [ خطاب « اين بانوك » « 9 » سراييدن گرفت . غراب [ 3 ] در عزاى شكم سياه پوشيده بقول زاغ « 10 » نوحه آغاز كرد و زاغ نان كلاغ « 11 » را غراب البين « 12 » گفته به لحن بانگ عنقا « 13 » شيون دركشيد .
يظل غرابها [ 4 ] ضرم شذاه [ 5 ] * شج [ 6 ] بخصومة الذئب [ 7 ] الشّنون « 14 »
هامش
[ 1 ] - ط ، و از
[ 2 ] - و بهناهاى بىنو .
[ 3 ] - عت ، عزاى .
[ 4 ] - در تمام نسخ غرابه .
[ 5 ] - عت ، شده
[ 6 ] - يو شبح . ط . شجا .
[ 7 ] - يو ، عت ، ذنب .
( 1 ) - هلاك گرداند خدا آنان را . ( ر ب ) .
( 2 ) - بانگ كردن . با مراجعه به فرهنگهاى متعدد ، اين صيغه ديده نشد ، شايد بقياس تذكار و تكرار استعمال شده است .
( 3 ) - ج فاخته ( ر ب ) .
( 4 ) - چنين است در همهء نسخ ، ولى صحيح آن صدى است و آن بوم نر است و بزعم مردم جاهليت پرندهايست كه از سر كشته برآيد چون پوسيده گردد ( ر ك . ر ب ) .
( 5 ) - بوم . ( برهان ) .
( 6 ) - كنگرهء قلعه و حصار ( برهان ) .
( 7 ) - بومان .
( 8 ) - آنچه بر سر ديوار حصار و قلعه سازند . ( برهان ) شرفه .
( 9 ) - كجايند برآورندگان تو .
( 10 ) - قولى است در موسيقى ( برهان ) .
( 11 ) - ر ك ح 11 ص 92 .
( 12 ) - زاغ پيسه يا سرخ منقار و پا ( ر ب ) .
( 13 ) - عنقا نام آهنگى است از آهنگهاى موسيقى ( لغد ) .
( 14 ) - بسر مىآورد روز را غراب آن درحالىكه سخت است گرسنگى او ( جملهء آخر مصراع ضرب المثل است ) اندوهناك است به دشمنى گرگ گرسنه . در تاج العروس اين بيت را به طرماح نسبت داده است و معلوم نيست طرماح بن الجهم است يا طرماح بن حكيم .