تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
يا بارئ القوس بريا لست تحسنها * لا تفسدنها و اعط القوس باريها « 1 »
و زمانه بلسان حال و « ربّ حال افصح [ 1 ] من لسان مقال » « 2 » تبيين اين اقوال كرد : شعر :
فقد يظنّ شجاعا من به خرق * فقد يظنّ جبانا من به زمع « 3 »
انّ السّلاح جميع النّاس يحمله * و ليس كل ذوات [ 2 ] المخلب السّبع « 4 »
و در [ 3 ] چهار فرسخى شهر در موضعى مشهور به جلون‌آباد « 5 » التفاف [ 4 ] « 6 » لفوف « 7 » و استواء « 8 » ، صفوف و انتضاء [ 5 ] « 9 » سيوف « 10 » نمودند ، و از [ 6 ] بوارق « 11 » توپ و تفنگ صاعقه بار ، بر اصحاب « 12 » رعد و برق ، ارعاج [ 7 ] « 13 » برق ولوف « 14 » نمودند . خورشيد
هامش
[ 1 ] - نو ، افسح . [ 2 ] - ط ، ودات . [ 3 ] - يو ، در [ 4 ] - ط ، التفات . [ 5 ] - يو ، انتظاء ، نو ، انتفاء . [ 6 ] - يو ، از . [ 7 ] - ط ، ازعاج . ( 1 ) - اى كمان‌تراش كه نيك نمىدانى آن را ! تباه مساز آن را و كمان را به تراشندهء آن بده . مثلى است جارى و براى كسى زنند كه انجام كارى را به عهده گرفته و نيكو نمىداند . ( 2 ) - چه بسا حالتى كه گشاده‌زبان‌تر از زبان گفتار است . ( 3 ) - گاهى مرد درشت‌خو را شجاع انگارند و گاهى مردى را كه لرزه بر اوفتاده است ترسو پندارند ( 4 ) - همانا ساز جنگ را همهء مردم برمىدارند ولى هر چنگال دارى درنده نيست . اين ابيات از متنبى است . ( 5 ) - گلناباد دهكده‌اى است در 11 ميلى اصفهان ( سايكس ) . گيلان‌آباد ( نقشهء بغايرى ) . . . ( 6 ) - درهم پيچيدن ( ر ب ) . ( 7 ) - ج لف بكسر اول ، قوم گردآمده از هر جاى ( ر ب ) . ( 8 ) - آراستن . ( 9 ) - بركشيدن شمشير . ( ر ب ) . ( 10 ) - ج سيف ، شمشير . ( 11 ) - ج بارقه ، ابر با برق . ( نف . المنجد ) بارق ابر با برق . ( ر ب ) . ج بوارق ( نف ) مجازا بمعنى برق استعمال شده . ( 12 ) - ج صاحب ، خداوند و از اصحاب رعد و برق مقصود سپاه اصفهان است كه ظاهرى آراسته و مجهز داشتند و از شجاعت و جنگ‌آورى خالى بودند . ( 13 ) - پى هم درخشيدن برق . ( ر ب ) . ( 14 ) - برق پىدرپى درخشنده ( ر ب ) .