تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
آنها محول برأى رزين « 1 » شماست ، باشد كه اين سياه دلان « 2 » ، حالت منافست « 3 » و مناقشت « 4 » ترك دهند ، و بر طريقهء ظريفهء طريفه [ 1 ] « 5 » و يارى قدم نهند ، و الّا من ، بارى آتش به كالاى صبر و سكون زده سر به شيدايى خواهم آورد ، و هرآينه آينه‌وار ، جلاى وطن « 6 » خواهم كرد .
« فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ »
« 7 » نفس لوّامه « 8 » بسان فتيلهء شمع بر خود پيچيد [ 2 ] و از غايت دلسوزى اشك گرم از ديده فروريخت و لب به لبلبه « 9 » گشوده
هامش
[ 1 ] - ط . ندارد . [ 2 ] - ط ، پيچيده . ( 1 ) - گرانمايه ، سنگين . ( ر ب ) . ( 2 ) - قلم و دوات . ( 3 ) - رغبت كردن به چيزى بطريق مبارات ( ر ب ) . ( 4 ) - باريكى كردن در حساب . ( ر ب ) . ( 5 ) - شارحان اين كلمه را بدين ضبط و بمعنى فرمانبردار شدن آورده‌اند . ( 6 ) - ترك ديار و وطن گفتن . وطن را ترك گفتن . ( 7 ) - پس چون آمد او را و خواند بر او داستان را ( از آيهء 25 سورهء قصص ) . ( 8 ) - نفسى كه آدمى را پس از ارتكاب گناهى نكوهد . ( لغد ) . ( 9 ) - مهربانى كردن . ( لغد ) .