بر بياض ورق برانگيخته ، و گرديست تيره كه به افشاندن [ 1 ] دست دبير از دامن چرك تاب خامه بر كتاب فروريخته .
« إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ »
« 1 » و عن البصر لمحجوبون « 2 » .
رباعى :
امروز بهاى هيزم و عود يكى است * در چشم جهان خليل و نمرود يكى است
در گوش كسانى كه درين بازارند * آواز خر و نغمهء داود يكى است
شخص فاكره « 3 » و فاكرهء شخص « 4 » ، هرگاه به قدر استعداد « 5 » مادّه ، و مادّهء « 6 » استعداد ، هنر [ 2 ] كمال و كمال هنر و گوهر سرشت و سرشت گوهر خرج كند ، و از بلاغت طبع ، و طبع بلاغت ، با طلاقت [ 3 ] لسان و لسان با طلاقت [ 4 ] ، كلامى كه آبدارى لآل « 7 » نكاتش آبروان و روان « 8 » آب را غرق عرق شرم سازد ، به وساطت خامهء تقرير « 9 » و تقرير خامه ، در نامهء ورق و ورق نامه درج دهد ، هر چند كه حسن صنعت اين نوع [ 5 ] سخن كه سخن [ 6 ] در صفت حسنش نيست ، معلوم ضمير آگاهدل و دلآگاه ضمير است ، و كيفيّت جودت و جودت كيفيتش در پيش هوش تيزخرد و خرد تيزهوش مستغنى از تحرير دبير [ 7 ] و دبير تحرير ، اما نزد كناره گردان « 10 » كوى انصاف بركاكت « 11 » ، اتّصاف يابد
هامش
[ 1 ] - ط ، برافشاندن .
[ 2 ] - ط ، او هنر .
[ 3 ] - ط ، و طلاقت .
[ 4 ] - يو ، طلاقت .
[ 5 ] - عت ، ندارد .
[ 6 ] - يو ، كه سخن را ندارد .
[ 7 ] - عت ، اين كلمه و دو كلمهء بعد را ندارد .
( 1 ) - همانا آنان از شنيدن به دورند ( آيهء 212 سورهء نحل ) .
( 2 ) - و از ديدن در پردهاند ( نمىبينند ) .
( 3 ) - ر ك ح 27 ص 43 . و اضافه ، بيانى است .
( 4 ) - اضافهء تخصيصى .
( 5 ) - قابليت .
( 6 ) - مقابل صورت .
( 7 ) - مرواريدها و جواهر ( نف ) مخفف لآلى .
( 8 ) - جان .
( 9 ) - مص باب تفعيل بيان كردن : شرح دادن ( نف )
( 10 ) - ج كناره گرد ، آنكه در اطراف كار مىماند و داخل در آن نمىشود . ( نف ) . بىانصاف ( كنوز ) .
( 11 ) - سستى رأى . ( ر ب ) .