گردان بزم عشرتش بوده ، از ورم « 1 » كبر « 2 » ، او را جلوهء دلفين [ 1 ] « 3 » دهد . سعدين « 4 » به مساعدتش ساعد « 5 » يا زد [ 2 ] « 6 » ، نحسين « 7 » بتحسين حالش [ 3 ] پردازد [ 4 ] ، ذات الكرسى « 8 » بر كرسى [ 5 ] رفعتش نشاند ، كلب الجبّار « 9 » به پاسبانى آستانش ،
« كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ »
« 10 » گويد . رأس ، سربلنديش [ 6 ] بخشد ، ذنب « 11 » عقده « 12 » از كارش گشايد ، قلب « 13 » به دلداريش آيد ، جبهه « 14 » ، جبينساى نيازش گردد .
هميشه چرخ نيلوفرى تيغ خصومت بر سر دانشوران نيكوفر ، آخته است [ 7 ] ،
هامش
[ 1 ] - يو ، ددلفين .
[ 2 ] - عت ، بازدهد ، نو ، بازد ، ط ، بازند .
[ 3 ] - عت ، جانش .
[ 4 ] - ط ، پردازند .
[ 5 ] - نو ، ط ، بكرسى .
[ 6 ] - عت ، بلندش .
[ 7 ] - عت ، نيكو آخته است ، نو ، نيكو افراخته است . ط ، نيكو افراخته .
( 1 ) - آماس ، باد
( 2 ) - به خود باليدن ، ناز ، تكبر . در كنوز اين جمله : دوم كيسه ضبط شده ! .
( 3 ) - جانورى است دريائى كه غريق را نجات دهد در دريا . ( ر ب ) . حيوانى دريائى است كه به صورت مشك باد كرده است . ( كنوز ) . و نير دلفين صورت هفدهم است از صورتهاى شمالى . صليب ( لغد ذيل ثوابت و التفهيم ص 92 )
( 4 ) - مشترى و زهره .
( 5 ) - بازو .
( 6 ) - دراز كند .
( 7 ) - زحل و مريخ .
( 8 ) - صورت دهم از صور شمالى ، و آن شكل زنى است نشسته بر تختى بر كردار منبر ( التفهيم ص 92 ) .
( 9 ) - سگ بزرگ ، كلب اكبر و آن صورت پنجم از صور جنوبى است ( لغد ذيل ثوابت . التفهيم ص 94 ) .
( 10 ) - ( و ) سگ آنان ( اصحاب كهف ) گسترده است دو دست خود را به آستانهء در غار . ( سورهء كهف آيهء 17 ) .
( 11 ) - رأس نقطهء تقاطع شمالى فلك مايل است با سطح منطقة البروج و ذنب نقطهء تقاطع جنوبى آن دو .
( التفهيم ص 122 ) رك 8 ح ص 100
( 12 ) - گره .
( 13 ) - دل ، و منزل هجدهم است از منازل قمر و آن ستارهايست سرخ و جنبان و منجمان او را سرشت مريخ اندر عقرب نام كنند . ( التفهيم ص 111 ) .
( 14 ) - پيشانى ، و نام منزل دهم است از منازل قمر و آن چهار ستارهاند روشن پيچيده نهاده از شمال سوى جنوب . . . ( التفهيم ص 109 )