صليب [ 1 ] « 1 » در عداوتش تصلّب « 2 » ورزد ، منطقة [ 2 ] « 3 » الجوزا « 4 » نطاق « 5 » خصومتش بر كمر بندد ، و قرن الثّور « 6 » سر مناطحت « 7 » پيش آرد ، سهم « 8 » به تير جفايش زند ، سفينه « 9 » به گرداب بلايش افكند [ 3 ] ، عقاب « 10 » به عقابش عقّافه « 11 » افرازد ، زبانا « 12 » بر خرمن بختش زبانه [ 4 ] افروزد ، ابدالآبدين « 13 » و عوض العائضين « 13 » و دهر الدّاهرين « 14 » ، اختر دولتش در حاقّ « 15 » محاق « 15 » ، و ستارهء اقبالش در عين احتراق « 16 » بوده اين بيت ورد زبان خواهد كرد كه [ 5 ] :
هامش
[ 1 ] - يو ، طيب .
[ 2 ] - ط ، و منطقه .
[ 3 ] - عت ، افكنده .
[ 4 ] - ط ، زبانا .
[ 5 ] - كه ، تنها در يو .
( 1 ) - صورت فلكى بزرگ از نيم كرهء جنوبى كه از چهار ستارهء سيار درخشان كه بطور منظم قرار گرفتهاند ، تركيب شده و هفت ستارهء ديگر كه نورى اندك دارند . ( لغد ) دلفين ( لغد ذيل ثوابت ) .
( 2 ) - سختى كردن ( ر ب ) ، پافشارى ، استقامت .
( 3 ) - كمربند و ر ك ح 4 .
( 4 ) - يكى از صور جنوبى آسمانست به صورت مردى قائم به دو كرسى ، منطقهاى بسته و شمشيرى حمايل انداخته و بدست راست عصائى بالاى سر گرفته و دست چپ در آستين كشيده . ( نف ) منطقة الجوزا سه ستارهء كمربند جوزاست و آن را نطاق الجوزا ، نظام ، نظم ، نظم الجوزا ، فقار الجوزاء نامند ( حاشيهء التفهيم ص 105 مصحح آقاى همائى ) .
( 5 ) - ميان بند مردان ( ر ب ) و در آن ايهامى است بمعنى مصطلح نطاقات در علم هيئت ر ك ( التفهيم ص 140 ) .
( 6 ) - شاخ گاو و ثور نام برج دوم از بروج دوازدهگانه است .
( 7 ) - مص باب مفاعله ، شاخ زدن .
( 8 ) - تير ، و صورت پانزدهم از صور شمالى است ( لغد ) .
( 9 ) - كشتى و نام صورت هشتم از صور جنوبى است . . . ( لغد ) .
( 10 ) - پرندهء معروف و صورت شانزدهم است از صور شمالى . ( لغد ) .
( 11 ) - چوبى سركج كه بدان چيزىرا مىكشند ، چوگان . ( ر ب ) .
( 12 ) - منزل شانزدهم از منازل قمر ، و صحيح آن زبانى ، است ، چنان كه در التفهيم ص 111 و رب آمده است .
( 13 ) - هميشه ، پيوسته ، دائما .
( 14 ) - وسط چيزى .
( ر ب ) .
( 15 ) - و بفتح و كسر اول نيز ، آخر ماه يا سه شب اخير از ماه يا آخر ماه كه قمر در آن پنهان باشد ، نه در بامداد و نه در شبانگاه به نظر آيد . ( ر ب ) .
( 16 ) - مص باب افتعال ، سوختن رك ح 7 ص 74 .