شعر [ 1 ] :
كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت * يا رب از مادر گيتى بچه طالع زادم « 1 »
و هر متنجّمى [ 2 ] « 2 » كه « خرقاء ذات نيقه » [ 3 ] « 3 » ، و خطوط جبينش عقرب « 4 » نحوست را طريقه بوده ، جوز « 5 » از جوزاء [ 4 ] « 6 » و شعير « 7 » از شعرى « 8 » ، بازنشناسد ، و چون از آسمان پرسند [ 5 ] از ريسمان سخن گويد ، و چون از فلك « 9 » گويند از فلكه [ 6 ] « 10 » جواب دهد ، دايما « 11 » گردون [ 7 ] « 12 » دوننواز ، از سپند « 13 » نجوم مجمره « 14 »
هامش
[ 1 ] - نو ، ندارد ، عت فرد .
[ 2 ] - يو ، منجمى .
[ 3 ] - نو ، فيقه .
[ 4 ] - عت ، ط ، جوزرا از جوزا . نو ، جوزا جوزا .
[ 5 ] - يو ، پرسد .
[ 6 ] - ط ، فلك .
[ 7 ] - نو ، ط ، دون دوننواز .
( 1 ) - بيت از حافظ است .
( 2 ) - افا باب تفعل ، ستارهشناس و وقتشناس . ( ر ب ) ولى در عبارت فوق بمعنى قياسى باب تفعل به كار رفته است ، يعنى آنكه خود را منجم نماياند و نباشد .
( 3 ) - خرقاء مؤنث اخرق ، زن كول و نادان و نيقه آراستگى و درستى كار بود و اين مثل براى كسى زنند كه با نادانى دعوى دانش كند ( رب . مجمع الامثال ميدانى ) .
( 4 ) - معروف و نام برج هشتم از دوازده برج .
( 5 ) - گردو .
( 6 ) - نام برج سوم . از دوازده برج و رك ج 4 ص 103
( 7 ) - جو .
( 8 ) - دو ستاره را بدين نام خوانند يكى شعراى يمانى يا عبور كه بر دهان كلب الجبار است و ديگر شعراى شامى يا غميصاء كه در كلب اصغر است ( التفهيم ص 105 و حاشيهء ( ص 87 ص 77 ) .
( 9 ) - مقصود آسمانست .
( 10 ) - بادريسه ، چرخهء ريسمان .
( 11 ) - هميشه ، پيوسته .
( 12 ) - چرخ ، سپهر .
( 13 ) - اسپند ، معروفست و سپند نجوم اضافه مشبه به است بمشبه .
( 14 ) - عود سوز ( ر ب ) . و مجمره گردان كنايه از خادمست .